اتاق عملیها

                

 


 

کاهش خطر ابتلا به روماتیسم مفصلی در مادران شیرده

یافته‌های پژوهشی جدید حاکی از آن است که تغذیه با شیر مادر ممکن است خطر ابتلا به روماتیسم مفصلی (آرتریت روماتوئید) را در مراحل بعدی زندگی مادر کاهش دهد. محققان برای انجام این تحقیق، 7300 زن بالای 50 سال را در چین بررسی کردند. این زنان پرسشنامه‌هایی را در خصوص وضعیت سلامتی، سبک زندگی، استفاده از قرص‌های ضد بارداری و همچنین تغذیه فرزندان با شیر خود تکمیل کردند.

بیشتر این زنان حداقل یک فرزند داشتند و بیش از 95 درصد آنان برای مدت زمان حداقل یک ماه فرزندشان را با شیر خود تغذیه کرده بودند. تنها 11 درصد این زنان از قرص‌های ضد بارداری استفاده کرده بودند و دوره مصرف آنان بسیار کوتاه بوده است. سن متوسط بارداری آنان 24 سال و سن متوسط تشخیص روماتیسم مفصلی در آنان 48 سال بود.

یافته‌های این تحقیق نشان داد خطر ابتلا به روماتیسم مفصلی در زنانی که کودکشان را با شیر خود تغذیه می‌کردند، 50 درصد کمتر از زنانی بود که هرگز به کودک خود شیر نداده بودند. همچنین مدت طولانی‌تر شیردهی به نوزاد خطر ابتلا به این بیماری را در مادر کمتر می‌کند. اگرچه این تحقیق رابطه بین شیردهی مادر به فرزند و کاهش خطر ابتلا به روماتیسم مفصلی را در مادر نشان می‌دهد، اما رابطه علت و معلولی این دو را ثابت نمی‌کند. همچنین محققان معتقدند بین مصرف قرص‌های ضد بارداری هورمونی و خطر ابتلا به آرتریت روماتوئید ارتباطی وجود ندارد.

آرتریت روماتوئید یا روماتیسم مفصلی یک بیماری سیستمیک و مزمن است. شیوع این بیماری در جهان حدود یک درصد و در زنان نسبت به مردان شایع‌تر است. آرتریت روماتوئید فرم دردناکی از آرتریت است که موجب تورم، سفتی و از دست دادن عملکرد مفاصل می‌شود. دلیل ابتلا به این بیماری ناشناخته است، اما گفته می‌شود عوامل ژنتیکی، محیطی و هورمونی در ابتلا به آن نقش دارند. نتایج این تحقیق در مجله اینترنتی Rheumatology منتشر شده است.

تشخیص سریع سرطان دهانه رحم با یک آزمایش ساده

محققان دانشگاه لوئیزویل دریافته‌اند که با استفاده از نمایه حرارتی از خون فرد موسوم به گرمانگار پلاسما می‌توان وجود یا عدم وجود سرطان دهانه رحم را شناسایی کرده و همچنین مرحله این بیماری را پیش‌بینی کرد. دانشمندان نشان دادند که نمایه گرمانگار پلاسما در زمان ابتلا یا عدم ابتلای فرد به سرطان دهانه رحم متفاوت است. برای تولید یک گرمانگار پلاسما، نمونه پلاسمای خون ذوب شده و یک نشانه منحصربفرد برای نمایش وضعیت سلامت فرد تولید می‌کند. این نشانه به نمایش پروتئینهای اصلی در پلاسمای خون پرداخته که توسط کالریمتر روبشی تفاضلی(DSC) سنجیده می‌شوند.

محققان بر این باورند که مولکولهای مرتبط با وجود این بیماری موسوم به نشانگرهای زیستی می‌توانند بر گرمانگار فرد مبتلا به سرطان دهانه رحم تاثیر بگذارند. آنها از طیف‌سنجی جرمی برای نمایش وجود نشانگرهای زیستی مرتبط با سرطان دهانه رحم در پلاسمای خون استفاده کردند. استفاده از گرمانگار منحصربفرد هر شخص می‌تواند به ارائه دقیقترین کاربری برای آزمایشاتی بپردازد که می‌توانند به عنوان بخشی از یک رویکرد پزشکی شخصی مورد استفاده قرار بگیرند.

بررسی بیشتر بالینی می‌تواند گرمانگار پلاسما را به عنوان یک آزمایش مکمل در کنار روش سنتی غربالگری برای سرطان دهانه رحم تبدیل کرده و همچنین برای بیمار راحتتر باشد. همچنین از آنجائیکه آزمایش گرمانگار پلاسما می‌تواند به ارزیابی ساده‌تر تاثیر درمان بینجامد، درمانهای غیر کاربردی زودتر متوقف شده و می‌توان سریعتر آنها را با نمونه‌های موثرتر جایگزین کرد. نتایج این پژوهش در مجله PLOS ONE منتشر شده است.

زنان سفید پوست بیشتر به سرطان پستان مبتلا می شوند

تحقیقات اخیر دانشمندان انگلیسی نشان می دهد زنان سفید پوست بیشتر از زنان سیاه پوست و آسیایی به سرطان سینه مبتلا می شوند. زنان سفید پوست تمایل بیشتری به مصرف الکل دارند و کمتر نوزادان خود را با شیر مادر تغذیه می کنند. به گفته دانشمندان این عوامل سبب می شود آنها بیشتر از سیاه پوستان و زردپوستان در معرض ابتلا به سرطان سینه قرار داشته باشند. این بررسی که به طور مشترک توسط دانشمندان دانشگاه آکسفورد و آکسفورد ان اچ اس تراست انجام شد، نشان می دهد شیوه زندگی عامل خطرسازی است که در ابتلا به سرطان سینه به آن توجه نمی شود. در حالی که شیوه زندگی متفاوت زنان متعلق به گروه های مختلف قومی در ابتلای آن ها به سرطان سینه موثر است.

دانشمندان در این تحقیق، شیوه زندگی و اطلاعات پزشکی بیش از یک میلیون زن انگلیسی 50 تا 64 ساله را بررسی کردند و دریافتند آن چه این زنان را پس از معیار قومیت از هم متمایز می کند، بهداشت زندگی است.
به گفته محققان گرایش زنان سفید پوست به الکل بیشتر از سیاه پوستان و آسیایی ها است. نتایج این تحقیق که در نشریه (British Journal of Cancer) منتشر شده است، نشان می دهد سه چهارم زنان آسیایی تبار الکل مصرف نمی کنند و 38 درصد زنان سیاه پوست اصلا الکل نمی نوشند. در حالی که این آمار در میان زنان سفید پوست تنها 23 درصد است.

به گفته محققان، شیر دادن به نوزاد نیز سبب کاهش ابتلا به سرطان سینه می شود. تحقیقات نشان داده است، تنها دو سوم زنان سفید پوست به فرزندان خود شیر می دهند در حالی که در میان زنان سیاه پوست این آمار به 83 درصد و در میان زنان آسیایی به 85 درصد می رسد. دانشمندان همچنین بدون در نظر گرفتن این دو عامل، موارد ابتلا به سرطان را بررسی کردند و دریافتند بدون در نظر گرفتن این دو عامل، تقریبا موارد ابتلا به سرطان در سراسر دنیا (سفیدپوست، سیاه پوست و زرد پوست) مشابه است.

مصرف مولتی ویتامین خطر سقط جنین را افزایش می دهد

محققان می گویند مادرانی که 6 هفته قبل از لقاح از مولتی ویتامین ها و مکمل های ویتامینی استفاده می کنند، یک سوم بیشتر از دیگر مادران در خطر سقط جنین قرار دارند. تحقیقات دانشمندان نشان می دهد زنانی که برای باردار شدن تلاش می کنند و هم زمان از قرص های مولتی ویتامین استفاده می کنند، در خطر سقط جنین قرار دارند.

دانشمندان با بررسی 35 هزار زن دریافتند، مصرف قرص های مولتی ویتامین به صورت منظم در شش هفته قبل از لقاح، تا 32 درصد احتمال سقط جنین را افزایش می دهد. به گفته کارشناسان میلیون ها زن در سراسر جهان از مکمل ها و قرص های مولتی ویتامین برای افزایش قوای جسمی و منابع حیاتی ویتامین ها و مواد معدنی بدن استفاده می کنند، تا بدین ترتیب شانس خود را برای بارداری موفق افزایش دهند. به گفته دانشمندان این یافته جدید نگرانی هایی را در مورد مصرف مولتی ویتامین ها به وجود می آورد؛ اما هنوز دلیل اینکه چرا مولتی ویتامین موجب سقط جنین می شود مشخص نیست.

این مطالعه که بزرگترین تحقیق در نوع خود به حساب می آید روی مادران دانمارکی متمرکز شده و توسط دانشمندان دانشگاه جنوب دانمارک ، آرهوس و پیتسبورگ در آمریکا انجام شد. به گفته محققان مصرف مکمل های ویتامینی یا مولتی ویتامین همواره به زنان توصیه می شود، اما با توجه به بررسی های انجام شده در 6 هفته قبل از بارداری نباید از آنها استفاده کرد. محققان می گویند برای شناسایی دلیل افزایش خطر سقط جنین با مصرف مولتی ویتامین ها مطالعات بیشتری مورد نیاز است. نتایج این یافته جدید در مجله (International Journal of Epidemiology) به چاپ رسیده است.

درمان پيچ‌خوردگي مچ پا

پيچ‌خوردگي مچ پا از شايع‌ترين شکاياتي است که پزشکان مراقبت اوليه، به ويژه در ميان نوجوانان با آن برخورد مي‌کنند. اکثر اين آسيب‌ها شامل کشيدگي در ليگامان‌هاي طرفي مچ پا در سمت مقابل هستند، گرچه مواجهه با پيچ‌خوردگي در سطوح بالاتر و آسيب مفصل تيبيوفيبولار نيز رو به افرايش است. پزشکان مي‌بايست با توجه به معيارهاي مچ پاي اُتاوا مشخص کنند که در کدام موارد نياز به راديوگرافي وجود دارد. بر اساس معيارهاي اُتاوا، راديوگرافي در اين موارد ضروري است: وجود درد در قوزک‌ها يا ناحيه مياني پا، وجود حساسيت استخواني در نواحي با احتمال شکستگي (مثلا قوزک خارجي، قوزک داخلي، قاعده متاتارس پنجم يا استخوان ناويکولار) يا عدم توانايي تحمل وزن براي برداشتن چهار گام بلافاصله پس از آسيب و در بخش اورژانس يا مطب پزشک. بيماران با پيچ‌خوردگي مچ پا بايد در 7-3 روز اول به منظور کاهش درد و کوتاه نمودن دوره بهبودي از درمان با سرما (کرايوتراپي) استفاده نمايند. همچنين بيماران بايد با پوشيدن مچ‌بندهاي بنددار يا آتل‌هاي رکابي داراي بالشتک هوا و نوار کشي فشاري، به کاهش تورم و درد، سرعت بخشيدن به بهبودي و حفاظت از ليگامان‌هاي آسيب ديده (زيرا اين ليگامان‌ها تحرک بيشتري مي‌يابند) کمک کنند. شروع سريع حرکت در مقايسه با استراحت طولاني، در تسريع بهبودي و کاهش درد موثرتر است. گزينه‌هاي موجود براي کنترل درد در بيماران با پيچ‌خوردگي مچ پا شامل استفاده از داروهاي ضدالتهاب غيراستروييدي، استامينوفن و مخدرهاي ملايم است. از آن‌جا که سابقه قبلي مشابه، مهم‌ترين عامل خطرزا براي پيچ‌خوردگي‌ مجدد مچ پا محسوب مي‌شود، به کارگيري راهکارهاي پيشگيرانه در روند بهبود بيماران از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. آتل‌ها و مچ‌بندها، نواربندي مچ پا، استفاده از برنامه‌هاي متمرکز تقويت عصبي - عضلاني و تمرينات کششي ورزشي خاص و منظم مي‌تواند از آسيب مجدد جلوگيري نمايد و بايد براي بيماراني که پس از بهبود به عرصه ورزش يا ساير فعاليت‌هاي پرخطر باز مي‌گردند، در نظر گرفته شود.

پيچ‌خوردگي حاد مچ پا يکي از شايع‌ترين علل مراجعه بيماران به پزشک و بخش‌هاي مراقبت اوليه در ايالات متحده به شمار مي‌رود و بروز ساليانه آن به صورت کلي 15/2 در هر 1000 نفر است. نوجوانان و جوانان بيشترين گروه مبتلايان را تشکيل مي‌دهند به‌طوري‌که بروز آن بين سنين 19-15 سال به 2/7 در هر 1000 نفر افزايش مي‌يابد. تقريبا نيمي از موارد پيچ‌خوردگي مچ پا حين فعاليت‌هاي ورزشي حادث مي‌شود و در اين ميان بسکتبال بيشترين سهم را دارد. بزرگ‌ترين عامل خطرزا براي پيچ‌خوردگي مچ پا، سابقه ابتلاي قبلي است که بر اهميت درمان صحيح و به کار بردن راهکارهاي پيشگيرانه مناسب مي‌افزايد.

تشخيص

 

شرح حال و معاينه فيزيکي

 

بايد از بيماراني که با پيچ‌خوردگي مچ پا مراجعه مي‌کنند، درخواست شود تا نحوه وارد آمدن آسيب را توصيف نمايند. قسمت عمده موارد پيچ‌خوردگي مچ پا، شامل آسيب به ليگامان‌هاي طرفي مچ پا (يعني ليگامان‌هاي تالوفيبولار قدامي و کالکانئوفيبولار؛ شکل 1) است و به دنبال برگشتگي داخلي مچ پا همراه با درجاتي از فلکسيون پلانتار ايجاد مي‌شود. شرح حال از ساير مکانيسم‌هاي آسيبي (مثلا برگشتگي به خارج، فلکسيون پلانتار شديد و با فشار، فلکسيون دورسال) مي‌بايست شک به آسيب‌هاي نامعمول ليگاماني و شکستگي‌ها را برانگيزد.


در پيچ خوردن معمول مچ پا به خارج، وجود حساسيت، تورم و خون‌مردگي بر روي ليگامان‌هاي تالوفيبولار قدامي و کالکانئوفيبولار از يافته‌هاي شايع است. در اين آسيب‌هاي حاد تورم يا کبودي در روي پا يا انگشتان ديده نمي‌شود. با اين حال در صورت گذشت حداقل يک روز از آسيب، عدم ارايه درمان مناسب و ادامه تحرک بيمار، ممکن است به دليل اثر جاذبه، تورم و کبودي در کل پا و انگشتان نيز مشاهده شود.


درجه‌بندي

پيچ‌خوردگي مچ پا را به صورت کلاسيک به سه درجه 1، 2 و 3 تقسيم‌بندي مي‌کنند که به ترتيب نشانگر عدم آسيب، پارگي نسبي و پارگي کامل ليگامان‌هاي طرفي مي‌باشند. انجام آزمون‌هاي بررسي سلامت ليگامان‌ها در زمان وارد آمدن آسيب، به دليل وجود درد و تورم، کار مشکلي است؛ لذا درجه‌بندي باليني عمدتا بيمارمحور بوده و براساس ميزان درد، تورم و کبودي مشاهده شده انجام مي‌گيرد. حداقل در يکي از مقالات، توانايي تعيين آسيب درجه 3 به‌صورت باليني، محدود گزارش شده است. درجه‌بندي باليني پيچ‌خوردگي مچ پا بر درمان اوليه بي‌تاثير است، لذا استفاده از آن متداول نيست.


معيارهاي مچ پاي اُتاوا

ارزيابي پيچ‌خوردگي مچ پا بايد بر اساس معيارهاي اُتاوا (شکل 2) صورت گيرد که دستورالعمل‌هاي باليني شناخته‌شده‌اي هستند که به‌منظور بررسي لزوم انجام راديوگرافي به‌کار مي‌روند. بر طبق معيارهاي اُتاوا، راديوگرافي در صورت وجود درد ناحيه قوزک به همراه حساسيت استخواني در محل‌هاي با احتمال شکستگي (در واقع لبه خلفي يا نوک قوزک‌هاي داخلي و خارجي) يا عدم توانايي تحمل وزن براي چهار قدم بلافاصله پس از آسيب يا در بخش اورژانس يا مطب پزشک، ضرورت خواهد داشت. همچنين درد ناحيه مياني پا به همراه حساسيت استخواني در محل‌هاي با احتمال شکستگي (در واقع قاعده متاتارس پنجم يا استخوان ناويکولار) يا عدم توانايي تحمل وزن براي چهار قدم بلافاصله پس از آسيب يا در بخش اورژانس يا مطب پزشک نيز بر لزوم انجام راديوگرافي دلالت دارد.


مطالعات متعددي نشان داده است که معيارهاي مچ پاي اُتاوا در تشخيص شکستگي‌ها در بزرگسالان و کودکان بالاي 5 سال، حساسيت تقريبي 100% دارد. به اين ترتيب عدم وجود اين معيارها به معني عدم نياز به راديوگرافي است. با اين حال از آن‌جا که اختصاصي بودن اين معيارها پايين است (50% - 30%

)، معيارهاي مثبت لزوما به معناي وجود شکستگي نيستند ولي نشان مي‌دهند که انجام عکس‌برداري براي اثبات وجود شکستگي ضروري است.

پيچ‌خوردگي مچ پا در سطوح بالاتر (سين‌دسموتيک)

 

مفصل سين‌دسموز تيبيوفيبولار در محل انتهاي تحتاني تيبيا و فيبولا قرار دارد. اين مفصل توسط ليگامان‌هاي تيبيوفيبولار قدامي، تيبيوفيبولار خلفي سطحي و عمقي و غشاي بين استخواني حمايت مي‌شود. پيچ‌خوردگي سين‌دسموتيک مچ پا به آسيب اين ليگامان‌ها اطلاق مي‌شود.

پيچ‌خوردگي سين‌دسموتيک مچ پا عمدتا حين فوتبال، اسکي سرعت و ساير ورزش‌هاي ميداني ايجاد مي‌شود و در برخي جوامع تا 10%

موارد پيچ‌خوردگي مچ پا را تشکيل مي‌دهد. اين آسيب مي‌تواند با مکانسيم‌هاي مختلفي ايجاد شود که مشابه نحوه آسيب در پيچ‌خوردگي خارجي مچ پا است، اگرچه به‌نظر مي‌رسد که معمولا نوعي عاملي چرخشي نيز در اين آسيب دخيل است.

تشخيص باليني با تلاش براي جداسازي مکانيکي انتهاي ديستال تيبيا و فيبولا و تحت فشار قرار دادن اين مفصل سين‌دسموزي و ايجاد درد در ناحيه پروگزيمال به مفصل مچ پا گذاشته مي‌شود. اين کار با يکي از مانورهاي زير انجام مي‌شود: فشار دادن ناحيه مياني ساق (آزمون فشاري)، تقاضا از بيمار براي انداختن يک پا روي ديگري در حالت نشسته به‌طوري‌که پاي آسيب‌ديده در ناحيه مياني ساق روي زانوي پاي مقابل گذاشته شود (آزمون پا رو پا؛ شکل 3) يا چرخاندن مچ پا به خارج در حالتي که پا در حالت دورسي فلکسيون است (آزمون چرخشي).


تصوير راديوگرافي ممکن است در موارد پارگي کامل نشان‌دهنده جداشدن تيبيا و فيبولا باشد؛ با اين حال MRI در مشخص نمودن و افتراق آسيب‌هاي کامل و نسبي دقيق‌تر است. لذا بايد در بيماران با ناتواني قابل توجه به دنبال آسيب‌هاي مطرح‌کننده احتمال پيچ‌خوردگي سين‌دسموتيک مچ پا، MRI بايد مد نظر قرار گيرد.

شدت اين صدمات بسيار متغير است، اما معمولا منجر به دوري طولاني مدت فرد از محيط کار يا ورزش مي‌شوند (حتي تا 5-4 ماه). اگرچه توجه به اين نوع آسيب‌ها رو به افزايش است، مطالعات مقايسه‌اي وجود ندارد که روش‌هاي محافظه‌کارانه را با رويکردهاي جراحي مورد مقايسه قرار داده باشد.


درمان

 

سرمادرماني

شواهد نسبتا کمي در دست است که سرمادرماني به مدت 7-3 روز مي‌تواند در درمان کوتاه مدت آسيب‌هاي بافت نرم به منظور کنترل درد و بازگشت به کار يا ورزش به کار رود. کيسه يخ بايد مستقيما برروي محل قرار گيرد تا حالت کرختي ايجاد کند؛ در اين بين بايد ناحيه آسيب ديده را به صورت دوره‌اي از جهت سرمازدگي بررسي نمود. اکثر مطالعات از روش سرمادرماني به مدت 20 دقيقه هر دو ساعت استفاده کرده‌اند. با اين حال در مقايسه اين روش با روش گذاشتن و برداشتن متناوب کيسه يخ (10 دقيقه گذاشتن، 10 دقيقه برداشتن، دوباره 10 دقيقه گذاشتن هر 2 ساعت در ساعات بيداري طي 3 روز) روش اخير کاهش درد کوتاه مدت بهتري ايجاد نمود؛ اگرچه پس از يک هفته نتيجه عملکردي و ميزان درد در هر دو روش يکسان بود.


نوارپيچي، آتل‌گيري و استفاده از مچ‌بند

مرور کاکرين انجام شده بر روي 9 کارآزمايي در سال 2002 اين نتيجه را ارايه داد که استفاده از آتل‌هاي رکابي داراي بالشتک هوا و مچ‌بندهاي بنددار نسبت به نوارپيچي کشي فشاري در کاهش تورم و زمان لازم براي بازگشت به فعاليت در بيماران با پيچ‌خوردگي مچ پا کارآمدتر است. اين مقاله مروري همچنين نشان داد که مچ‌بندهاي بنددار نسبت به آتل‌هاي رکابي داراي بالشتک هوا در کاهش تورم حاد اوليه موثرترند. بعدها يک کارآزمايي تصادفي‌شده، برتري آتل‌هاي رکابي داراي بالشتک هوا را نسبت به نوارپيچي کشي فشاري اثبات نمود. با اين حال کارآزمايي تصادفي‌شده ديگري بر روي 172 بيمار، استفاده ترکيبي از آتل‌هاي رکابي داراي بالشتک هوا و نوارپيچي کشي فشاري را با هر يک به تنهايي مقايسه کرد و نتيجه گرفت که از نظر عملکرد کلي مفصل پس از دوره 10 روزه و يک ماهه، استفاده ترکيبي با نتايج بهتري همراه است.

بر اساس اين مطالعات استفاده از ترکيب آتل‌هاي رکابي داراي بالشتک هوا و نوارپيچي کشي فشاري يا آتل‌هاي رکابي داراي بالشتک هوا به تنهايي، انتخاب بهتري نسبت به نوارپيچي کشي فشاري است. در بيماران با پيچ‌خوردگي شديد مچ پا که با استفاده از آتل‌هاي رکابي داراي بالشتک هوا يا مچ‌بندهاي بنددار قادر به تحمل وزن کافي و راه رفتن نيستند، گچ‌گيري پا تا زير زانو پس از گذشت 3-2 روز از آسيب و به مدت 10 روز، مي‌تواند در کنترل درد و بازگشت به فعاليت کمک کننده باشد؛ با اين حال گچ‌گيري در نتيجه نهايي تغييري ايجاد نمي‌کند.

تحرک

گرچه کيفيت مطالعات انجام شده محدود است، شواهد موجود نشان مي‌دهد شروع حرکت زودرس به طوري که بيمار تا جاي ممکن در فعاليت‌هاي روزمره (تحرک عملکردي) مشارکت نمايد، از نظر زمان لازم براي بازگشت به کار يا ورزش، توانايي ادامه طولاني مدت ورزش، باقي ماندن تورم، ناپايداري طولاني مدت مفصل مچ پا و رضايتمندي بيماران، نسبت به استراحت طولاني برتري دارد. همچنين شواهد نشان مي‌دهد که حتي شروع تمرين‌هاي دامنه حرکتي در هفته اول در کنار تحرک عملکردي، در بازگشت بيماران به کار يا ورزش با سود بيشتري همراه خواهد بود. تحمل وزن و تمرين‌هاي بازتواني را مي‌توان به محض کاهش درد آغاز نمود.


داروهاي ضدالتهاب

مقالات بسياري در رابطه با استفاده از داروهاي ضدالتهاب غيراستروييدي (NSAIDs) در درمان حاد مچ پا و ساير آسيب‌هاي بافت نرم منتشر شده است. سودمندي بالقوه NSAID‌ها در کاهش التهاب وسيع در تضاد با شواهدي است که نشان مي‌دهند استفاده طولاني از آنها مي‌تواند در روند التيام استخوان‌هاي شکسته و تاندون‌هاي آسيب ديده اختلال ايجاد کند.

مطالعات انجام شده برروي پيچ‌خوردگي مچ پا نشان داده‌اند که انواع داروهاي NSAID نسبتا ايمن هستند و در کنترل درد و بازگشت بيماران به فعاليت نسبت به دارونما برتري دارند؛ از جمله پيروکسيکام، سلکوکسيب، ديکلوفناک و ايبوپروفن. داروهاي NSAID موضعي مانند ژل ديکلوفناک نيز مي‌توانند کنترل درد موثري ايجاد کنند ضمن آن‌‌که اثرات جانبي سيستميک کمتري نسبت به داروهاي خوراکي دارند.

مقايسه انواع NSAID‌ها برتري هيچ‌يک را نسبت به سايرين مشخص نکرده است. در يک مطالعه داروي سلکوکسيب که از مهارکننده‌هاي سيکلواکسيژناز 2 است، از نظر بررسي کلي و بهبود عملکرد بيمار قابل مقايسه با ناپروکسن از داروهاي غيرمهارکننده اين آنزيم بوده است.


با اين حال مطالعه ديگري نشان داد که استامينوفن نيز از نظر توانايي کنترل درد و نتايج عملکردي مشابه ايبوپروفن است؛ اين نشان مي‌دهد که احتمالا کنترل درد نسبت به کاهش روند التهاب، اثر مطلوب‌تر داروهاي NSAID در اين موارد است.

در حال حاضر شواهدي به نفع استفاده سيستميک يا برتري NSIAD‌ها در درمان پاسخ التهابي در پيچ‌خوردگي حاد مچ پا در دست نيست. استفاده از NSIAD خوراکي يا موضعي، استامينوفن يا مخدرهاي ملايم؛ همگي انتخاب‌هاي قابل قبولي براي کنترل درد اين بيماران هستند.


جراحي

در گذشته جراحي به ‌عنوان يک انتخاب درماني در موارد پيچ‌خوردگي شديد مچ پا (درجه 3) مطرح بود. در مرور کاکرين صورت گرفته در سال 2007، اطلاعات به‌دست‌آمده حاکي از آن بود که جراحي در زمينه کاهش درد، رفع ناپايداري عملکردي و بازگشت به سطوح فعاليت ورزشي پيش از آسيب، سودمند است ولي خطاهاي بارز صورت گرفته در اين مرور نظام‌مند، نتايج به دست آمده را زير سوال برد. به علاوه، دوره نقاهت طولاني، خشکي مفصل مچ پا و اختلال در حرکات آن در بيماران جراحي شده نسبت به درمان‌هاي محافظه‌کارانه بيشتر ديده مي‌شد.

شواهد واضحي به نفع مداخله جراحي فوري در پيچ‌خوردگي طرفي مچ پا وجود ندارد. توجه به جراحي به خصوص در مورد بيماران با ناپايداري مزمن مفصل مچ پا که به برنامه‌هاي بازتواني پاسخ خوبي نداشته‌اند، بايد مد نظر باشد.


ساير درمان‌ها

يک مرور کاکرين بر روي 5 کارآزمايي باليني در سال 2011، اين نتيجه را به دست داد که درمان با امواج اولتراسوند در پيچ‌خوردگي حاد مچ پا هيچ سودي ندارد. مرور ديگري بر روي 9 کارآزمايي کوچک در سال 2005 نيز استفاده از اکسيژن پرفشار را در آسيب‌هاي بافت نرم از جمله پيچ‌خوردگي مچ پا، بي‌حاصل ارزيابي نمود. به اين ترتيب استفاده از اين درمان‌ها توصيه نمي‌شود.


پيشگيري

از آن‌جا که اکثر موارد پيچ‌خوردگي مچ پا طي 6-2 هفته بهبود مي‌يابند، بسياري از بيماران براي پيگيري‌هاي بعدي مراجعه نمي‌کنند. با اين حال به دليل اين که سابقه قبلي پيچ‌خوردگي مچ پا، بزرگ‌ترين عامل خطرزا براي صدمات مجدد مشابه است، رويکرد مجدانه‌تري در راستاي پيگيري بيماران ضرورت دارد.


پيگيري در خصوص ناپايداري ليگاماني

بيماران با پيچ‌خوردگي قابل‌توجه مچ پا را بايد طي 6-4 هفته پس از آسيب وارده، از نظر علايم و نشانه‌هاي باليني ناپايداري ليگاماني ارزيابي نمود. آزمون کشويي قدامي (شکل 4) سلامت ليگامان تالوفيبولار را بررسي مي‌کند. ايجاد نيمه‌دررفتگي قابل‌توجه در اين آزمون در مقايسه با مفصل سالم مقابل، مطرح کننده امکان آسيب اين ليگامان است. آزمون تيلت تالوس (شکل 5) نيز ليگامان کالکانئوفيبولار را تحت فشار قرار مي‌دهد. به‌همان ترتيب، وجود ناپايداري در اين آزمون نيز به نفع آسيب ليگاماني است.

بيماران به ناپايداري مزمن که به واسطه علايم يا در معاينه شناسايي مي‌شوند را بايد به مراکز بازتواني ارجاع داد. به علاوه، به بيماراني که مجددا به فعاليت‌هاي پرخطر يا ورزش باز مي‌گردند، حتي افرادي که شواهدي از ناپايداري ندارند، نيز بايد در رابطه با تمرينات بازتواني و نوارپيچي آگاهي لازم را ارايه نمود.


تمرينات بازتواني

بازتواني پس از پيچ‌خوردگي مچ پا شامل حرکات مخصوص با تمرکز بر تمرين‌هاي حس موقعيت و تقويتي است (جدول 2). شواهد بسياري در دست است که استفاده از اين تمرين‌ها در کاهش صدمات آتي مفصل مچ پا و نيز زانوها، عضلات هامسترينگ و ساير آسيب‌هاي اندام تحتاني در ورزشکاران موثر خواهد بود. تمام ورزشکاراني که پس از پيچ‌خوردگي مچ پا، مجددا به عرصه ورزش باز مي‌گردند، بايد در يک برنامه تمريني عصبي - عضلاني شرکت نمايند. اين مساله در رابطه با غيرورزشکاراني که حين فعاليت يا در معاينات فيزيکي، دچار ناپايداري مزمن مفصلي هستند نيز صادق است.

 

جدول 1. نکات قابل توجه در بازگرداندن ورزشکار آسيب ديده به ميدان

وضعيت بهبود آناتوميک و عملکردي

وضعيت آسيب مزمن

ايجاد خطر ناخواسته از سوي ورزشکار براي امنيت ساير ورزشکاران مطرح نباشد.

بازيابي مهارت‌هاي ورزشي

آمادگي رواني - اجتماعي

توانايي فعاليت ايمن با استفاده از تجهيزات، آتل‌ها و اورتوزها

عدم نقض قوانين فدرال، ايالتي، مدرسه‌اي و حکومتي موجود


شواهد محکمي وجود دارد که علاوه بر تمرين‌هاي مشخص شده در جدول 2، انجام نرمش‌هاي گرم کردن مخصوص در هر فعاليت ورزشي (مثلا دويدن، پرش، جهش، پروانه يا ساير حرکات با افزايش تدريجي سرعت) پيش از شروع ورزش شديد نيز از خطر وقوع آسيب‌هاي اندام تحتاني مي‌کاهد. در مقابل، کشش درجا هيچ اثري در پيشگيري از اين صدمات ندارد و انجام آنها به جاي گرم کردن يا در غياب اين حرکات، توصيه نمي‌شود.

جدول 2. تمرينات بازتواني براي بهبودي پيچ‌خوردگي مچ پا

تمرين‌هاي حس موقعيت (تمرين تعادلي)

حفظ تعادل روي يک پا براي 60-30 ثانيه

حفظ تعادل روي يک پا و تلاش براي گرفتن پرتابه

انجام تمرين‌هاي تعادلي بر روي صفحه لنگان

چمباتمه زدن روي يک پا در حالي که پاي مقابل در جهات مختلف کشيده شده است.

تمرين‌هاي تقويتي

تمرين‌هاي دامنه حرکتي با استفاده از طناب هاي مقاومتي

بالا بردن ساق پا

تمرين‌هاي تقويتي- سرعتي (پلايومتريک)

قيچي از جلو: شروع در حالت خيز؛ پرش و فرود آمدن در حالي که پاي مقابل جلوتر است.

پرش چمباتمه: شروع از حالت چمباتمه؛ پرش و فرود آمدن به آرامي

دويدن پرشي: طي قدم‌هاي بزرگ و پرش گونه با سرعتي معادل 50% حداکثر سرعت دويدن


مچ‌بندها و نوارپيچي

شواهد بي‌شماري وجود دارد که سودمندي استفاده از آتل‌هاي رکابي داراي بالشتک هوا و مچ‌بندهاي بنددار را در محافظت از پيچ‌خوردگي مچ پا در ورزش‌هاي پرخطر نشان داده است. با اين حال نوارپيچي مچ پا نيز اگر به طور مناسب صورت گيرد، مي‌تواند در اين راستا موثر باشد. مرور انجام شده بر روي 7 مطالعه در سال 2010 نشان داد که نوارپيچي به اندازه آتل موثر است ( 71 % کاهش بروز پيچ‌خوردگي در مقابل 69% ). ولي بايد توجه نمود که نوارپيچي شامل متغيرهاي بسياري است که مي‌توانند کارآيي آن را تحت تاثير قرار دهند؛ از جمله مهارت فرد، نوع ورزش و ميزان فعاليت ورزشي. بسياري از ورزشکاران، سفتي آتل‌هاي رکابي داراي بالشتک هوا و مچ‌بندهاي بنددار را غيرقابل‌تحمل و کاهنده ميزان کارايي ورزشي خود مي‌دانند و استفاده از نوارپيچي را ترجيح مي‌دهند. مثالي از روش بانداژ مناسب را مي‌توانيد در آدرس زير بيابيد:

http://www.youtube.com/watch?v=TnbKqMHgGmc&feature= related

دویدن با کفش پاشنه بلند

پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد: دویدن با کفش پاشنه بلند ممکن است موجب بروز مشکلات زانو در دوران سالخوردگی شود. محققان امریکایی طی یک تحقیق، حرکات مفصل ران و قوزک پا در زنان جوان را هنگام دویدن با کفش بدون پاشنه (15 میلی‌متر)، پاشنه کوتاه (45 میلی‌متر) و پاشنه بلند (70میلی‌متر) اندازه‌گیری کردند. نتایج تحقیق نشان داد در زنانی که با کفش پاشنه بلند می‌دوند حرکت، ربایش و نزدیکی زانو و خمیدگی زانو افزایش می‌یابد. به نظر محققان این افزایش حرکت موجب تحریک فشار بار اضافی بر مفاصل زانو می‌شود.

بر اساس نتایج این تحقیق، دویدن با کفش پاشنه بلند حرکات قوزک پا را کاهش می‌دهد و وارونه شدن در حال دویدن به دلیل ارتفاع پاشنه و خطر رگ به رگ شدن قورک پا افزایش می‌یابد. محققان آمریکایی اظهار کردند: نتایج تحقیقات نشان می‌دهد پاشنه بلندتر با خطر رگ به رگ شدن بیشتر قوزک پا در هنگام دویدن مرتبط است. همچنین پوشیدن کفش پاشنه بلند به طور منظم موجب آرتروز مفاصل زانو می‌شود. نتایج این تحقیق در نشریه بین‌المللی تکنولوژی و مهندسی پزشکی منتشر شده است.

اتاکسی

آتاکسی کلمه‌ای یونانی است که به معنای ناهماهنگی است آتاکسی گروهی از بیماری‌های دستگاه عصبی را توصیف می‌کند که باعث می‌شوند افراد دچار حرکات کنترل‌نشده اندام‌ها، صورت و بدن شوند آتاکسی ممکن است ارثی باشد، یا سایر بیماری‌ها و عوارض آن را بوجود آورند شایع‌ترین علائم آتاکسی شامل مشکل در حفظ تعادل، ناهماهنگی در حرکت دست‌ها و پاها، جویده جویده حرف زدن، اشکال در راه رفتن، و مشکل در خوردن و نوشتن است آتاکسی‌های ارثی می‌توانند به علائمی مرگبار مانند اشکال در تنفس و بلع منتهی شوند آتاکسی ممکن است علامتی از بیماری‌های دیگر از جمله سکته مغزی، اسکلروز متعدد (ام. اس.) یا آسیب به مغز باشد آتاکسی انواع متعددی دارد: آتاکسی حسی، آتاکسی تلانژکتازی ،آتاکسی فردریش نکته مهم : اتاکسی یا عدم تعادل در اتاکسی یا عدم تعادل مربوط به مخچه، عدم هماهنگی بین حرکات دست و پا‌ها دیده می‌ شود. طرز راه رفتن به صورت برداشتن قدم‌ های باز برای حفظ تعادل است. اما بیمار ممکن است تلوتلو بخورد منشا آتاکسی اگر در نخاع باشد(آتاکسی حسی) و اگر به صورت عفونت مخچه باشد(آتاکسی تلانژکتازی) و یا در مخچه(آتاکسی فردریش) میباشد وممکن است آتاکسی ارثی باشد و یا در اثر افسردگی یا آبله مرغان پدید اید علائم آتاکسی به طور معمول از سن ۱۰ تا ۲۰ سالگی ظاهر میشود که شامل: کاهش تعادل و اختلال در راه رفتن، انحراف ستون فقرات، قوس کف پا، اختلال در تکلم و جویده جویده حرف زدن، بد شدن دستخط و کاهش توانایی نوشتن، ایجاد بیماریهای ریوی و قلبی، کاهش بینایی وشنوایی، ایجاد اختلال در کنترل ادرار و غیره در حال حاضر در تمام دنیا هیچگونه درمانی برای آتاکسی وجود ندارد و داروهای تقویتی همچون کو کیو تن و ویتامین ایی و ایدبینون و فیزیوتراپی و یوگا و شنا تا حدودی از سرعت پیشرفت بیماری میکاهد

توقف خونريزي با نانوذرات شبه پلاكت

محققان آمريکايي با استفاده مواد پليمري موفق به توليد نانوذراتي مشابه پلاکت شدند. اين نانوذرات زمان بند آمدن خون را کاهش مي‌دهند. نانوذرات متصل به پلاکت‌هاي خوني مي‌توانند لخته‌هايي ايجاد کنند که احتمال زنده ماندن را در اولين ساعت پس از جراحت افزايش دهد. «ارين لاويک» از پژوهشگران دانشگاه کيس وسترن ويزرو و رهبر اين تيم تحقيقاتي مي‌گويد: ما مي‌دانيم که تزريق اين نانوذرات مي‌تواند فرايند خونريزي را به شدت کاهش دهد. با اين کار شانس زنده ماندن مجروح بيشتر مي‌شود.
محققان اين پروژه پلاکت‌هاي سنتز شده‌اي را ارائه کردند که به پزشکان کمک مي‌کند تا خونريزي مصدومان تصادفات رانندگي و همچنين قربانيان بمب‌گذاري‌ها را کاهش دهند. اين داروي تزريقي فرايند خونريزي را يا کاملا متوقف و يا به شدت کاهش مي‌دهد. با اين کار مصدوم شانس رسيدن به بيمارستان و دريافت خون و يا تحت عمل جراحي قرار گرفتن را خواهد داشت.
«لاويک» درباره نتايج اين پروژه، در نشست سالانه «American Chemical Society» سخنراني داشته است. او و همکارانش متوجه شده بودند که سربازان در ميادين نبرد شريان بند براي بستن شريان مصدوم ندارند، همچنين ادوات لازم جهت توقف خونريزي در اختيار آنها نيست. اين گروه تحقيقاتي در بررسي‌هاي خود با اين حقيقت روبرو شده بودند که جراحات حاصل تصادف موجب مرگ افرادي بين چهار تا 44 سال مي‌شود که در اين موارد خونريزي عامل اصلي مرگ است. بنابراين به فناوري جديدي براي غلبه بر اين مشکل نياز است از اين رو آنها اين پروژه را آغاز کردند.
اين نانوذرات پلاکت‌ مانند از پليمرهاي قابل تجزيه ساخته شده است که توسط سازمان دارو و غذاي آمريکا تاييد شده است. اين پلاکت‌ها قادرند مانع از خونريزي شوند. پلاکت‌هاي طبيعي، پس از زخمي شدن، با آزاد کردن ماده شيميايي موجب اتصال پلاکت‌ها به يکديگر و انعقاد خون مي‌شود با استفاده از اين پلاکت‌ها فرايند انعقاد سريع‌تر رخ مي‌دهد، زيرا اتصال اين پلاکت‌ها بسيار سريع‌تر اتفاق مي‌افتد. اين دارو روي موش‌ها تست شد، نتايج نشان داد که نرخ زنده ماندن در موش‌هايي که از اين نانوذرات استفاده شده 80 درصد بوده است. موش‌هايي که زخم‌هاي آنها تنها با محلول نمک شستشو داده شده، 47 درصد شانس زنده ماندن داشتند. پژوهشگران نشان دادند که لخته‌هاي هيبريدي که در آنها نانوذرات وجود دارد، مانند لخته‌هاي طبيعي محکم هستند. تست‌هاي اوليه نشان داد که پلاکت‌هاي سنتز شده مي‌تواند زمان بند آمدن خون را نصف کند؛ همچنين يک هفته بعد، هيچ اثري از بيماري در موش‌ها ديده نمي‌شود.

درمان سرطان ريه با نانوذرات حاوي چربي

پژوهشگران دانشگاه سيدني استراليا موفق به ساخت نانوذراتي شدند که احتمالا مي‌تواند در درمان سرطان ريه مفيد باشد. اين گروه تحقيقاتي در تازه‌ترين مطالعات خود نانوذراتي توليد کرده‌اند که به تومورها حمله مي‌کند و در عين حال آسيبي به سلول‌هاي سالم نمي‌رساند؛ بنابراين در درمان سرطان کمترين اثرات جانبي را خواهد داشت. درون اين نانوذرات از چربي‌هايي پر شده است که در صورت قرار گرفتن در ميدان مغناطيسي فعال مي‌شوند.
«وجسيچ کرزانوسکي»، رهبر اين تيم تحقيقاتي در دانشکده داروسازي دانشگاه سيدني مي‌گويد: زماني که ميدان مغناطيسي روي اين نانوذرات پارامغناطيس اعمال مي‌شود، چربي درون آن را ذوب مي‌کند، در نتيجه دارو از ميان نانوذرات آزاد مي‌شود. سيستم جديدي که ما طراحي کرديم، بر يکي از بزرگترين چالش‌ها در مسير درمان سرطان غلبه مي‌کند. اين چالش اثرات جانبي دارو است، براي مثال برهمکنش ناخواسته ميان دارو و بافت‌هاي سالم بسيار مشکل‌آفرين است. در اين سيستم جديد دارو درون چربي پنهان شده است؛ بنابراين تا زماني که به سلول‌هاي سرطان نرسيده باشد، رها نمي‌شود در نتيجه سلول‌هاي سالم از گزند دارو در امان بوده و آسيب نمي‌بينند.
«وجسيچ کرزانوسکي» مي‌افزايد: ما مي‌توانيم هر زمان که مايل بوديم، فرايند رهاسازي دارو را آغاز کنيم، زيرا فرمولاسيون سيستم به‌ نحوي است که به گرما حساس است. با استفاده از يک محرک خارجي، نظير ميدان الکترومغناطيسي، مي‌توان اين سيستم را تحريک کرد و در نتيجه دماي آن را افزايش داد، با اين کار سيستم دارورساني فعال شده و دارو رها مي‌شود. کرزانوسکي مي‌گويد: در زير ميکروسکوپ مي‌توان تاثير ميدان مغناطيسي را مشاهده کرد. اين ميدان موجب تکان خوردن نانوذرات ابرپارامغناطيس مي‌شود، اين حرکت‌ها باعث گرم شدن و شکستن آنها شده و در نهايت داروي درون نانوذرات رها مي‌شود. از آن جايي که اين نانوذرات داراي خواص ابرمغناطيسي هستند، بنابراين مي‌توان آنها را با استفاده از مغناطيس به محل تومور هدايت کرد.
«پاول يانگ» استاديار موسسه تحقيقات پزشکي «وول‌کوک» مي‌گويد: اين کار موجب مي‌شود تا مهندسي ذرات با پزشکي ادغام شود. «يانگ» مي‌گويد: سيستمي که ما ارائه کرديم، داراي کاربردهاي متعددي است؛ از آن مي‌توان در هر جايي که نياز است با محرک خارجي دارو آزاد شود، استفاده کرد. يکي از ويژگي‌هاي اين سيستم، استفاده از مواد حساس به دما در آن است، بنابراين مي‌توان ساختار آن را طوري طراحي کرد که در دماهاي مختلف رهاسازي انجام شود. اين موضوع براي سيستم‌هاي رهاسازي چنددارويي بسيار مهم است، سيستم‌هايي که داروهاي مختلف بايد در زمان‌هاي مختلف رهاسازي شود.

تولید ماهیچه مصنوعی جدید با نانونخ

تیمی بین‌المللی از دانشمندان مستقر در دانشگاه تگزاس موفق به تولید نوع جدید ماهیچه مصنوعی با استفاده از نانوتیوب‌های کربن شدند. این نانوتیوب‌ها سیلندرهای ریز توخالی هستند که از همان لایه‌های گرافیت مورد استفاده در مغز مدادهای استاندارد ساخته شده‌اند. بر خلاف این واقعیت که عضلات جدید 10 هزار برابر کوچک‌تر از قطر موی انسان هستند، آن‌ها قادرند بیش از 100 هزار برابر وزن خود را از جا بلند کنند که این میزان تقریباً 85 برابر قدرت ماهیچه طبیعی با سایز معادل عنوان شده است. عضلات طراحی شده با استفاده از یک نخ تاب خورده سیلندرهای کربنی ناچیز و سپس تعبیه یک "مهمان" تغییردهنده حجم (در این حالت موم پارافین مورد استفاده در شمع‌) در درون آن‌ها، تولید شده‌اند. نخ پوشیده شده از موم سپس به صورت الکتریکی یا توسط جرقه‌یی از نور حرارت داده می‌شود. این امر موجب انبساط موم، افزایش حجم نخ و انقباض طول ماده می‌شود. این انقباض ماهیچه‌یی یا تحریک (actuation) می‌تواند در فقط 25 هزارم ثانیه رخ دهد.
با در نظر گرفتن هر دوی عمل تحریک و معکوس تحریک، محققان موسسه فناوری ماساچوست چگالی نیروی 4.2 kW/kg یعنی چهار برابر کسر نیرو بر وزن یک موتور احتراق داخلی نوعی را برای این ماهیچه ثبت کردند. درحالیکه این فناوری می‌تواند دارای کاربردهای متعددی باشد، انتظار نمی‌رود که حداقل در زمان حاضر در بدن انسان قابل استفاده باشد. گفته می‌شود سیستم ارائه شده می‌تواند در گستره وسیعی از حوزه‌ها از جمله کاترهای مورد استفاده در جراحی‌های با حداقل عمل تهاجمی، اسباب‌بازی‌ها و ربات‌ها قابل کاربرد باشد.
این عضلات همچنین می‌توانند در مواد هوشمند خود تامین‌کننده از قبیل لباس‌های حافظتی که به تغییرات موجود در دمای محیطی واکنش نشان می‌دهند، به کار روند. افزون بر این، لوله‌های کربنی مجهز به موم قادر به تحمل درجه حرارت هزار درجه سلسیوس بالاتر از نقطه ذوب فولاد هستند که هیچ محرک کنونی قادر به عملکرد در این دما نیست. گام بعدی پیش روی دانشمندان، افزایش مقیاس عضلات تک الیافی و تبدیل آن‌ها به سیستم‌های بزرگ‌تر و پیچیده‌تر است که از هزاران ماهیچه الیافی تشکیل شده باشند. جزئیات این دستاورد علمی در مجله Science انتشار یافت.

تسريع در بهبود زخم‌‌ها با نانوالياف

دانشمندان چيني نانوماده‌اي ساخته‌اند كه زمان لازم براي بهبود زخم‌هاي پوستي را كاهش مي‌دهد. اين دانشمندان براي تهيه نانوالياف چيتوسان- پلي وينيل الكل (PVA) حاوي گرافن، از روش الكتروريسندگي استفاده كرده‌اند. اين نانوالياف مي‌توانند مستقيما براي بهبود زخم‌ها مورد استفاده قرار گيرند. گرافن نيز به عنوان يك ماده ضدباکتري مي‌تواند در اين زمينه موثر باشد. حقيقات مختلفي در زمينه كاربردهاي زيست‌پزشكي چيتوسان و تاثير لخته‌كنندگي خون انجام شده است. «بينگان لو» و همكارانش در دانشگاه «لانژو»، روش جديدي را براي تلفيق مزاياي چيتوسان و گرافن ابداع كرده‌اند كه نشان‌دهنده خواص ضدباکتري است.
گروه «لو»، با استفاده از روش الكتروريسندگي - روشي كه در آن با اعمال جريان الكتريكي به محلول، الياف بسيار ظريفي توليد مي‌شود- گرافن را با نانوالياف چيتوسان - پلي وينيل الكل (PVA) مخلوط كردند. نانوالياف چيتوسان تركيب‌شده با گرافن، غشاي نازكي را تشكيل مي‌دهند. اين گروه اين غشاها را بر روي زخم كوچكي بر روي پوست قرار دادند. «لو» مي‌گويد اين غشاها همانند يک باند زخم را مي‌پوشانند و معمولا براي يك زخم تنها يك غشاي گرافن - چيتوسان - PVA كافي است. آنها دريافتند پس از 10 روز زخم‌هايي كه با اين غشاء پانسمان شده‌اند، به مراتب بهتر از زخم‌هايي كه بدون غشاء پانسمان شده‌اند، بهبود يافته‌اند.
«چونهاي فان»، متخصص آكادمي علوم چين در زمينه مواد گرافني مي‌گويد: حقيقتا اين كار كاربرد جالبي از نانومواد گرافني در حوزه سلامت است و آسان شدن بهبود زخم‌ها توسط مواد ضدباکتري مبتني بر گرافن به روشني قابل مشاهده است. گروه «لو» براي آزمايش بيشتر اين غشاء از کشت سلولي استفاده کردند تا نشان دهند که گرافن تنها براي باکتري‌ها خطرناک است و اثري بر سلول‌هاي حيواني ندارد. آنها احتمال مي‌دهند اين اثر مربوط به انتقال الکترون‌هاي گرافن از ميان غشاهاي سلول است. در اين روش با رسيدن الکترون‌ها به DNA باکتري و تخريب آن، تکثير سلول‌هاي باکتري متوقف مي‌شود. DNA حيوان توسط غشاي ثانوي از برخورد الکترون‌ها محفوظ مي‌ماند. اين گروه قصد دارند جهت تائيد مکانيسم پيشنهادي خواص ضدباکتري گرافن را مورد بررسي قرار دهند. اين پژوهشگران، جزئيات نتايج کار تحقيقاتي خود را در مجله‌ي «Nanoscale» منتشر کرده‌اند.


تولید نانوسلول‌های مشابه عضلات قلب

محققان ایرلندی روشی برای تولید سلول‌های مشابه عضلات قلب با استفاده از نانولوله‌های کربنی ارائه کردند که می‌تواند برای درمان بیمارانی که در اثر حمله قلبی دچار آسیب شدند، مفید باشد. پژوهشگران سلول‌های بنیادین به‌ دنبال استفاده از خواص الکتریکی نانومواد هستند تا از آنها برای توسعه سلول‌ها جهت تولید سلول‌های قلبی استفاده کنند. این تیم تحقیقاتی از موسسه پزشکی احیاء کننده (REMEDI) در دانشگاه ملی ایرلند با همکاری همتایان خود در کالج ترینیتی دوبلین روی این موضوع کار کرده‌اند.
بیماری قلبی یکی از عوامل مهم مرگ و میر در ایرلند به‌ شمار می‌رود. زمانی که در اثر حمله قلبی عضلات قلب دچار آسیب می‌شوند، این عضلات توان اندکی برای ترمیم خود دارند، بنابراین هیچ درمان بالینی برای بافت‌های آسیب‌دیده قلب وجود ندارد. بیش از 10 سال است که تلاش‌های بی‌شائبه‌ای برای بهبود درمان مبتنی بر سلول انجام شده است تا بلکه این مشکل حل شود. اما از سلول‌های قلب بیمار نمی‌توان برای این کار استفاده کرد، بنابراین دانشمندان راغب به‌ یافتن منبع جدید و جایگزینی برای این موضوع می‌شوند تا از آن برای ترمیم بافت‌های قلب استفاده کنند.
«والریا بارون» و «مری مورفی» یک تیم تحقیقاتی بین رشته‌ای را برای این پروژه تشکیل دادند. این گروه از نانولوله‌های کربنی استفاده کردند که نسبت به تحریکات الکتریکی حساس است. آنها از این نانوماده برای تولید سلول‌هایی با قابلیت سلول‌های قلبی استفاده کردند. «والیریا بارون» می‌گوید: خواص الکتریکی نانولوله‌های کربنی موجب می‌شود که سلول‌های بنیادین استخراج شده از مغز قرمز استخوان بتواند تحریک شود. در واقع با این کار سلول‌ها نسبت به الکتریسیته حساس شده و همانند سلول‌های قلب عمل می‌کنند.
این یک روش کاملا جدید برای تولید سلول‌هایی با قابلیت تحریک الکتریکی است که می‌تواند برای درمان‌های بالینی مورد استفاده قرار گیرد. نتایج این پژوهش می‌تواند سنگ بنایی باشد برای درمان و ترمیم بافت‌های فعال شده با الکتریسیته، بنابراین می‌توان از آن برای درمان بیماری‌های مغزی و نخاعی استفاده کرد. نتایج این پژوهش در قالب دو مقاله در نشریات «Macromolecular Bioscience» و «Biomaterials» به چاپ رسیده است.


ایمپلنت ضد سایش لگن ساخته شد

محققان دانشگاه ˈنورث وسترنˈ موفق به ساخت ایمپلنت جدید لگن شده‌اند که هرگز در معرض سایش و پارگی مفصل قرار نمی‌گیرد. کلید موفقیت این ایمپلنت جدید یک لایه کربن گرافیتی است که روی مفصل ران قرار می‌گیرد و از اصطکاک بین مفاصل جلوگیری می‌کند. این شیوه دقیقاً شبیه به عملکرد مفاصل طبیعی است.

ایمپلنت جدید از فلز، یک پلیمر خاص و سرامیک تشکیل شده است و طول عمر آن از ده سال تجاوز می‌کند.پزشکان در تلاشند که عمر طبیعی این ایمپلنت لگنی را تا 50 سال افزایش دهند. ایمپلنت جدید با سلول‌های بدن کاملاً سازگار بوده و هیچ‌گونه عفونتی پس از عمل دربرندارد.

در حال حاضر هزینه تولید این ایمپلنت بسیار بالاست ولی به محض تولید انبوه استفاده از آن از نظر اقتصادی نیز کاملاً مقرون به‌صرفه است.

لگن مصنوعي پيشرفته بدون فلز ساخته شد

محققان موسسه مهندسي ساخت و اتوماسيون فرانهوفر آلمان با همكاري يك تيم بين‌المللي دست به ساخت شكل جديد و پيشرفته‌اي از لگن مصنوعي زدند كه بر خلاف كاشت‌هاي رايج امروزي، به ارائه يك جايگزين بدون فلز با قابلیت ارتجاعی استخوان مانند، به بيماران دچار شكستگي لگن مي‌پردازد. پروتز لگن يكي از رايج‌ترين عملهاي جراحي است كه راه‌ حلي براي بيماران دچار آسيب‌هاي شديد مفاصل لگن محسوب مي‌شود. اين در حاليست كه كاشت‌هاي رايج، گاهي بايد پس از 10 سال طي يك عمل جراحي مجدد تعويض شوند؛ چرا كه قرار گرفتن بي‌دقت كاشت‌هاي فلزي در كنار يكديگر باعث كشيده شدن آنها به هم و بروز مشكلات و عفونت در بيماران مي‌شود.

محققان تحت پروژه‌اي موسوم به ENDURE، دست به ساخت اين لگن مصنوعي زده‌اند كه در نتيجه عدم استفاده از فلز و با كاربرد كامپوزيت‌هاي فناوري پيشرفته، نياز به عمل مجدد را از بين مي‌برد. كاسه اين لگن از الياف كربن تقويت‌شده پلی‌اتراترکتون (پيك) ساخته شده كه يك كامپوزيت پليمر محكم مقاوم در برابر خوردگي و زيست‌تخريب‌پذير است. براي سر استخوان ران از سراميك استفاده شده و علاوه بر آن يك پوشش هيدروكسياپاتيت در خط اتصال به استخوان به كار رفته كه از جوش خوردن كامل بافت استخوان با ساختار سطح كاشت اطمينان حاصل مي‌كند.

كاشتهاي كبالت-كروم رايج امروزي بسيار شكننده بوده و انتقال بار غیر بهینه آن به استخوان منجر به عوارض جانبی بالقوه تطابق استخوانی مي‌شود. تركيب جديد مواد در اين كاشت جديد باعث مي‌شود كه انتقال نيرو در كاسه لكن پيك به استخوان لگن خاصره بر اساس شرايط طبيعي باشد.

آزمايشات اوليه اين دانشمندان با استفاده از روبات كه به شبيه‌سازي حركاتي مانند راه رفتن يا بالا و پايين رفتن از پله‌ها پرداخته، نشان از مقاومت بالاي اين كاشت در برابر خوردگي داشته است. همچنين در اين پروتز از سیمان استخوانی استفاده نشده و در عوض يك ساختار فشاري و چارچوب‌مانند در سطح استخوان بكار رفته كه با استخوان در ارتباط است.

اين محققان همچنين براي اطممينان از تثبيت موقعيت دقيق اين لگن مصنوعي در عملهاي جراحي به ساخت يك ابزار قابل تنظيم دست زدند كه اين كاشت را به ابزارهاي استاندارد جراحي متصل كرده و به كاشت، تنظيم و يا برداشتن راحت‌تر آن كمك مي‌كند. تيمي از پزشكان دانشگاه نيوكاسل با انجام عمل جراحي بر روي جسد انسان، قابليت نصب يا برداشتن آسان اين لگن مصنوعي را به نمايش گذاشته‌اند. محققان در حال انجام آزمايشات بيشتر و آماده‌سازي اين فناوري براي استفاده در كارآزمايي‌هاي باليني هستند.

پای مصنوعی

گام هاي مكانيكي و الكتريكي با پاي مصنوعي

پاهاي مصنوعي از دير باز مورد استفاده بشر قرار مي گرفتند.در طول زمان با پيشرفت علوم پزشكي و مهندسي، اين ابزار كمكي كامل تر شد كه اين تكامل تا به حال ادامه دارد و هر روز شاهد طرحي جديد و شبيه تر به پاي واقعي هستيم، اما چند سالي است كه با پيشرفت هايي كه در زمينه علوم مهندسي صورت گرفته است، شاهد ساخت نسل جديدي از اين ابزارهستيم كه گاه كارايي آن ها، فرا تر از يك پاي مصنوعي است.
 ‌به عنوان نمونه مي توان از پاي مصنوعي چيتا (‌كه براي اسكار پيستوريوس سريع‌ترين دونده جهان - با  دو پاي قطع شده - طراحي شده است ) ‌ نام برد كه اين امكان را به كاربرش مي دهد تا بتواند با آن حتي مانند يك دونده  حرفه اي بدود، تا جايي كه كار بر آن (‌اسكار پيستوريوس) ‌قصد شركت در المپيك پكن را داشت كه البته طبق قوانين كميته المپيك، چون افراد مجاز به استفاده از ابزار كمكي نيستند، از اين كار منع شد.البته ساخت پاهاي پيشرفته به اين نقطه هم محدود نشد. آخرين طرحي كه از اين وسيله ابداع شد(پاي كلينز)، پايي است پيشرفته با قسمت هاي مكانيكي، الكترونيكي و ميكروكنترلي كه نه تنها وسيله اي بسيار كار امد و هوشمند است بلكه به ميزان قابل توجهي سبب كاهش اتلاف انرژي توسط كار بر به نسبت ساير پاهاي مصنوعي (موارد مشابه) مي شود.

انسان ها به طور معمول انرژي قابل توجهي را صرف راه رفتن مي كنند و اين ميزان در افرادي كه از پاي مصنوعي استفاده  مي كنند 23%بيشتر از افراد سالم است. اين امر هم موجب خستگي و هم سبب بروز نا هما هنگي بيشتر در طول راه رفتن براي فرد معلول مي شود.
  زماني كه فرد پاشنه پايش با زمين برخورد مي‌كند، تبادل انرژي آغاز شده و سپس پنجه با زميـن بـرخـورد مي كند، در اين لحظه پاشنه از زمين جدا شده و بدن به جلو رانده مي شود كه در اين زمان تبادل انرژي به اوج خود مي رسد.  به طـور معمـول  در ايـن مـرحلـه فـردي كـه از پاي مصنـوعي استفاده مي‌كند، حدودا در طول راه رفتن 23% اتلاف انرژي دارد كه حذف اين اتلاف انــرژي، بــراي راه رفـتــن نــزديــك تــر بــه نـرمـال ضروري است. 
براي حل اين مشكل استيون كلينز از دانشگاه ميشيگان پاي مصنوعي هوشمندي ساخته  است كه به صورت ميكروپرسسوري كنترل مي شود كه از اجزاي مكانيكي و الكترونيكي ساخته شده است.اين پا مي تواند بسياري از انرژي را  كه در سـايـر پـاهـاي مصنـوعـي در حيـن گـام بـرداشتن اتـلاف مـي شـود، در مرحله اي از راه رفتن در سيستم مكانيكي خود ذخيره كند و در مرحله اي ديگراز گام برداشتن به سيستم باز گرداند و از اين طريق اتلاف انرژي فرد را كاهش دهد.
 ‌طــبــــق گــــزارش هــــاي حــــاصــــل از انــجــــام آزمــايــش‌هـاي متعـدد كـه سـازنـدگـان آن انجـام داده‌اند، اين پا مي تواند اتلاف انرژيي را كه در پاهاي مصنوعي معمولي در حدود 23% است به 14% كاهش دهد. شايد درك 23% اتلاف انرژي بـراي شـما بي معني باشد. براي درك بهتر اين مـقـدار، بـهـتـر اسـت بـدانـيـد 23%مـصـرف انرژي بيشتر مثل حمل يك وزنه 15 كيلو گرمي  يا 20% سريع تر راه رفتن است.
در رابطه با مشخصات ظاهري اين پا مي توان گـفت : ‌از نظر ابعاد و شكل ظاهري آن بعد از پوشش، شبيه نمونه هاي پاي مصنوعي متداول اسـت. بـا اين تفاوت مهم كه قسمت جلويي و عـقبي در اين پا از هم جدا هستند و مي توانند حركاتي مستقل داشته باشند. 

در رابطه با عملكرد سيستم مكانيكي اين پا
 ‌زماني كه پاشنه پا در ابتداي حركت با زمين بــرخــورد مــي كـنــد، تـنـهــا قـسـمــت عـقـبــي پـاي مصنـوعـي حركت مي كند واين حركت سبب فـشــرده شــدن يــك فـنــر در سـيـسـتــم مـكـانيكـي مي‌شود، فشار در پاشنه زماني كه به ماكزيمم مقدار مي رسد، هم زمان با فشرده شدن فنر، قسمت عقبي پاي مصنوعي به وسيله كلاچي كه در سيستم مكانيكي تعبيه شده است، قفل مي شود.  با اين كار انرژي در سيستم ذخيره مي شود تا در مرحله بعد گام برداشتن از آن استفاده شود.
 ‌حال قسمت جلويي پا با زمين تماس پيدا مي كند، در اين مرحله زماني كه مقدار خاصي از بار را قسمت جلويي پا حس كرد ، فنر كه در مرحله قبل فشرده شده، به صورت خــود كــار آزاد شـده و انـرژي ذخيـره شـده از مـرحلـه قبـل را در ايـن مـرحلـه استفـاده مي‌كند،سپس يك فنر كوچك كه در قسمت جلوي پا قرار دارد، قسمت كلاچ را با آزاد كردن قفل آن، به حالت اوليه بر مي گرداند كه آماده براي قدم بعدي شود. 
براي بهبود عملكرد پاي مصنوعي، اجزاي مكانيكي طوري طراحي شده اند كه از نظر زماني، وقفه اي در عملكرد سيستم ايجاد نكنند.
تمامي قسمت هاي مكانيكي، انرژي مورد نياز خود براي هر مرحله را از حركات فرد به دست مي آورند. تنها انرژي ميكروكنترلر و دو موتور، كه يكي انرژي ذخيره شده در فنر را آزاد مي كند و ديگري مكانيسم فنري را كه قفل مي شود، Reset مي كند، از منبع خارجي تامين مي شوند. تغذيه اين وسيله به وسيله يك باطري 8/0 واتي انجام مي شود.
در كل مي توان تفاوت اين وسيله با نمونه هاي مرسوم را در اين موارد ديد:
1.استفاده از قسمت هاي الكترونيكي به منظور كنترل هوشمند به همراه قسمت هاي مكانيكي شامل فنر ها و كلاچ
2.جدا بودن قسمت جلوي پا از قسمت عقبي آن
3. استفاده از موتور هاي الكتريكي
4.صرف انژي كمتر توسط فرد و در نتيجه خستگي كمتر و راه رفتني شبيه تر به راه رفتن معمولي

نتايج به دست آمده از آزمايش اين پاي مصنوعي بر روي افراد
  اين آزمايش بر روي فردي سالم در محدوده سني 19-28 سال صورت گرفت. براي اين كار پاي مصنوعي را به پاي سالم آن متصل كردند، سپس مچ طبيعي آن را ثابت كردند تا دقيقا مانند فرد معلول شود. براي برقراري تعادل فرد، يك كفش با ارتفاع بيشتر در پاي ديگر آن قرار دادند تا ارتفاع دو پاي فرد برابر شود. تمامي آزمايش ها بر روي يك ترد ميل انجام مي شود و براي يكسان بودن شرايط، همگي در يك سرعت انجام شده اند(در حدود 25/1متر بر ثانيه.)
  درمرحله اول  اين آزمايش از يك شبيه ساز كه شبيه يك پاي مصنوعي معمولي است، استفاده مي شود. اين شبيه ساز وزني در حدود 37/1 كيلو گرم دارد و مانند يك كفش سخت عمل كرده و مچ سالم را مانند پاي مصنوعي ثابت نگه مي دارد.حال شرايط براي بررسي راه رفتن با پاي مصنوعي متداول فراهم است.
  در مرحله دوم، اين آزمايش ها را براي پاي كلينز انجام داده و در نهايت آزمايش را براي يك پاي سالم انجام دادند. همچنين براي تخمين كار انجام شده، داده هاي مربوط به جابجايي و نيرو همگي وهمچنين ميزان مصرف اكسيژن فرد نيز در مراحل مختلف آزمايش ثبت شد.

نتايج آزمايش به صورت كيفي
  استفاده از پاهاي مصنوعي رايج، بازده فرد را در راه رفتن كاهش مي دهد. براي استفاده كنندگان از پاهاي مصنوعي معمولي اين عدد در حدود 23% و براي استفاده‌كنندگان پاي كلينز 14% تخمين زده شد.همين طورسوخت و ســاز و صــرف انـرژي در افـرادي كـه از پـاهـاي مصنوعي رايج استفاده مي كنند، بيشتر از استفاده كنندگان از پاي كلينز است.
  در حين انجام آزمايش ها متعدد مشاهده شد كه همچنان مشكل اتصال اندام مصنوعي به بدن فـرد  وجود دارد و هرچند كه از اندام پيشرفته استفاده مي شود ولي باز در ناحيه اتصال، فرد دست كم تا مدتي كه به ابزار عادت كنند احساس ناراحتي مي كند.
  به طور كلي مي توان به اين نتيجه رسيد كه استفاده از ابزاري كه توانايي بهينه سازي در ذخيره سازي انرژي خود فرد در يك مرحله و استفاده مجدد از آن را در مرحله ديگر دارند، در تمام اندام هاي مصنوعي مي تواند ايده‌اي مناسب براي به دست آوردن بيشترين بازده باشد.
البته مي توان براي درك درست تري از پاي مورد نظر، به مفاهيمي چون <پاي هوشمند> يا <نيمه اتوماتيك> هم اشاره كرد كه مي توانند جايگزيني براي تركيب <پاي پيشرفته> باشند

ایمپلنت مفصل هیپ

هماهنگي‌ گوي و کاسه در بازسازي مفصل هيپ

  مفصل Hip (مفصل بین ران و خاصره) یک مفصل گوی و کاسه ای است. بخش گوی مانند مفصل  که سر ران خوانده می‌شود، بخشی از استخوان فمور است. بخش کاسه‌ای آن «استابولوم» نام دارد که بخشی از استخوان لگن است. سرگوی مانند ران درون استابولوم قرار گرفته است. سر این استخوان‌ها بسیار صیقلی بوده و با یک بافت محکم پوشانده شده که غضروف نامیده می‌شود.
  التهاب مفاصل به علت آسیب دیدن سطح استخوان و غضروف ایجاد می‌شود. سطح‌های آسیب دیده به علت ساییدگی بسیار دردناک هستند. راه‌های بسیاری برای درمان درد ناشی از التهاب مفاصل وجود دارد. که یکی از این راه‌ها جراحی تعویض کامل هیپ است. بیش از ربع قرن است که مفاصل هیپ مصنوعی با طراحی پیشرفته و ساختمان منحصر به فرد، جایگزین مفاصل دردناک شده و به صدها هزار انسان زندگی بدون درد و فعالی بخشیده است.

طراحی ایمپلنت مفصل هیپ
ایمپلنتی که برای تعویض کامل هیپ به کار می‌رود از سه بخش تشکیل شده است:
• پایه (stem):  داخل فمور جاسازی می شوند.
• گوی (ball):  جایگزین سر گوی مانند استخوان فمور می‌شود.
• حفره (cup):  جایگزین حفره معیوب داخل لگن می‌شود.
به منظور مطابقت ایمپلنت با بدن‌های مختلف، هر بخش در سایزهای گوناگونی طراحی شده است. نوع ایمپلنت مورد استفاده بسته به عوامل چون سن، وزن، تراکم استخوان، سطح فعالیت و سلامتی بیمار توسط پزشک تعیین می‌شود.
  البته عواملی چون کیفیت و قیمت ایمپلنت همچنین تجربه و سلیقه پزشک و آشنایی او با ایمپلنت در انتخاب آن موثر هستند.

ساختمان ایمپلنت
  دکتر جان چارنلی یک ارتوپد انگلیسی، اولین هیپ مصنوعی را طراحی کرد. ایمپلنت مذکور ترکیبی از گوی و پایه فلزی بود که با روکشی پلاستیکی پوشانده شده و برای جایگذاری آن از سیمان متا آکلرلیک استفاده کرده بود.
  امروزه بخش پایه اکثر ایمپلنت‌های هیپ از آلیاژهای تیتانیوم – کروم یا کبالت- کروم ساخته می شود که سطوح اکثر آن ها متخلخل و سوراخ دار بوده و امکان رشد استخوان به داخل آن ها را فراهم می آورد.
  بخش گوی مانند هیپ از آلیاژهای کبالت- کروم یا مواد سرامیکی اکسید آلومینیوم ساخته می شود و سپس به منظور چرخش آسان مفصل، سطح آن صیقل داده می شود. حفره را نیز می توان از فلز، پلی اتیلن هایی با وزن بالای مولکولی یا ترکیبی از پلی اتیلن غنی شده و فلز درست کرد.
  بسته به سایز مورد نیاز، وزن کل این اجزاء بین 14 تا 18 انس است.
برخی از ویژگی های این ایمپلنت ها عبارتند از:
• سازگاری: باید بدون علایم پس زدن  یا حساسیتی در بدن کار کند.
• مقاومت در برابر خوردگی، تخریب، سایش و فرسودگی: طول و شکل قطعات ایمپلنت باید برای مدت طولانی حفظ شود. مقاومت در برابر سایش، در صحت عملکرد مفصل تاثیر به سزایی دارد و از تخریب بیشتر استخوان که به سبب پسماندهای ریز جا مانده از حرکت بخش های ایمپلنت روی هم جلوگیری می کند.
• داشتن خواص مکانیکی مشابه مفصل طبیعی: ایمپلنت به اندازه کافی محکم باشند تا بار گذاری وزن بدن را بتوانند تحمل کند یا به اندازه کافی انعطاف پذیر باشد تا بدون این که بشکند فشار را تحمل کند و هر نوع حرکتی را به نرمی و در جهات مختلف انجام دهد.
• مطابق با بالاترین استانداردها: مراحل ساخت و کنترل کیفیت باید از استانداردهای بالایی تبعیت کند.

تعبیه ایمپلنت در بدن
   پیش از عمل تعویض کل هیپ، جراح ارتوپد پارامترهایی چون طول عضو، چرخش عضو و ... را به منظور تعیین پروتز مناسب اندازه گیری می‌کند.
  جراح برای دستیابی به مفصل، عضله را برش می‌دهد. سپس با باز کردن حفره مفصل، سر معیوب فمور را از حفره خارج می‌کند، سپس حفره استابولوم را تمیز کرده و فضای داخل آن را با مته تراش می‌دهد. بدین ترتیب سایز آن نیز بزرگ تر می‌شود. سپس پوشش نیم کره ای داخل حفره کاشته می‌شود، بخش پلاستیکی داخل حفره در داخل پوشش فلزی جای داده شده و در جای خود تثبیت می‌شود.
  استخوان فوقانی پا بافت استخوانی نسبتا نرم و متخلخلی در مرکز دارد. این بخش از استخوان «استخوان اسفنجی» نامیده می‌شود که کانال را احاطه کرده و بیشتر مویرگ‌های خونی و بافت چربی را در بر گرفته است. برای تمیز کردن استخوان اسفنجی از داخل کانال از ابزار خاصی استفاده می‌شود و سپس دیوار داخل کانال را فرم داده تا کاملا مطابق رویه میله ایمپلنت شود. انتهای بالایی فمور طوری طراحی و صیقلی شده که میله بتواند هم تراز با سطح استخوان قرار گیرد.
  در برخی طراحی‌ها، تنه و گوی یک تکه و در برخی دیگر دو قطعه مجزا هستند که در این حالت سایز مناسب گوی انتخاب و مونتاژ می‌شود. سپس جراح گوی جدید را که حالا بخشی از استخوان ران است در داخل حفره جدید که بخشی از استخوان لگن است قرار می دهد. می‌توان یک تیوپ پلاستیکی را در داخل برش وارد کرد تا ترشحات زخم را به بیرون هدایت کند.
پس از وارد کردن تیوپ، لبه‌های پوست کنار هم کشیده شده و دوخته می‌شود، سپس با باند استریل باندپیچی شده و بیمار را به اتاق ریکاوری منتقل می کنند.
  تعویض مفصل هیپ ممکن است با سیمان یا بدون سیمان  یا ترکیبی از اجزاء سیمانی و بدون سیمان صورت گیرد.

تعویض کلی هیپ با سیمان
 از ابتدای پیدایش ایمپلنت‌ها تا به امروز تغییرات زیادی در طراحی آن‌ها حاصل شده است. گاهی برای محکم کردن ایمپلنت در جای خود از سیمان استفاده می‌شود بدین ترتیب که داخل کانال فمور را از سیمان مخصوص پر کرده و سپس ایمپلنت را وارد می‌کنند تا پس از گذشت زمانی آن را در جای خود ثابت کند.
  امروزه پر کاربرد‌ترین سیمان استخوانی، یک پلیمر اکرلیک است که پلی متیل متا کریلات (PMMA) نامیده می‌شود. بیمارانی که هیپ آن‌ها به طور کامل و با شیوه سیمانی تعویض شده می‌توانند پس از مدت کوتاهی وزن خود را روی عضو قرار داده و با یک توانبخشی سریع تقریبا بلافاصله پس از عمل، بدون حمایت راه بروند.
  گر چه ایمپلنت های سیمانی موفقیت های طولانی مدتی داشته اند، اما برای همه مناسب نیستند. فیکس کننده‌های سیمانی با استناد به سطح پایدار بین پروتز و سیمان و بند مکانیکی ثابت بین سیمان و استخوان کار می کنند. میله‌های فلزی که به کمک سیمان ثابت شده اند به ندرت می‌شکنند اما احتمال شل شدن دارند.
  فرایندهای بیولوژیک و مکانیکی مختلفی هستند که بر شل شدن ایمپلنت تاثیر
می گذارند:
 در قطعات فموری، ترک‌هایی که ممکن است در سیمان به وجود آید، می تواند منجر به شل شدن و ناپایدار گشتن میله پروتز شود. این مساله بیشتر در بیماران خیلی فعال یا خیلی سنگین اتفاق می‌افتد.
  حرکت گوی فلزی در داخل حفره پلی اتیلن بخش استابولوم، پوششی از پسماندهای پلی‌اتیلنی ایجاد می‌کند. بدن به این ذرات باقیمانده سیمانی یا پلی اتیلنی پاسخ بیولوژیک می‌دهد که ممکن است منجر به شل شدن ایمپلنت و خسارت به استخوان های اطراف آن شود. ذرات میکروسکوپی بازمانده توسط سلول های اطراف مفصل جذب شده و پاسخی آتشین را از طرف بدن مبنی بر از بین بردن آن ها سبب می‌شود.
   این پاسخ  ضربتی باعث از بین رفتن سلول‌های استخوانی می شود که استئولیزیز نامیده می‌شود. با ضعیف شدن استخوان، پایداری نیز کاهش می‌یابد. عموما با وجود بروز عیوب ذکر شده که باعث شل شدن می‌شوند، باید باند بین سیمان و استخوان خیلی پایدار و با دوام باشد.
  تعویض سیمانی کل هیپ بیشتر برای بیماران مسن، بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید یا بیماران جوانی که تراکم استخوان کمی دارند توصیه می شود. چون در این بیماران احتمال اعمال فشار به سیمان به نحوی که شکستگی در آن ایجاد شود کمتر است.
 
تعویض کل هیپ بدون سیمان
   در سال 1980 ایمپلنت‌هایی طراحی شدند که بدون استفاده از سیمان مستقیما به استخوان می‌چسبیدند. در سطح این ایمپلنت‌ها یک پوشش وجود دارد که در بافت آن حوزه‌های ریزی هست که امکان جذب استخوان‌های رشد یافته را فراهم می‌کند.
  از آن جا که پایداری این ایمپلنت به شدت بستگی به رشد استخوان جدید دارد، بیمارانی که به صورت بدون سیمان تعویض مفصل داشته اند نسبت به آن که به روش سیمانی جراحی شده اند به زمان معالجه طولانی‌تری نیاز دارند.
   جراح ارتوپد باید برای کار با بسته‌های بدون سیمان در آماده کردن فمور دقت بسیار زیادی داشته باشد و کانال ایمپلنت را کاملا منطبق با قالب ایمپلنت بتراشد زیرا استخوان های رشد یافته جدید نمی توانند از شکاف های بیشتر از mm1 تا mm2 پل بزنند.
  همچنین بیمار باید تا هنگامی که اتصال پایداری بین ایمپلنت و استخوان به وجود نیامده، از تحمل کننده‌ها وزن (عصا  یا واکر) استفاده کند.
 ایمپلنت بدون سیمان ران باید در قسمت بالا یی بزرگ تر باشد که این طراحی سطح کورتکس استخوان را قوی تر می‌سازد و با متخلخل و چگال تر بودن ساختمان ایمپلنت پایداری بیشتر می‌شود.
  در تعویض کامل هیپ به روش بدون سیمان، بخش استابولوم نیز پوشش بافت داری دارد که امکان رشد استخوان در آن را فراهم می کند. البته بسته به نوع طراحی، ممکن است برای فیکس کردن ایمپلنت در جای خود از پیچ هایی نیز استفاده شود. معمولا این ایمپلنت ها لایه خارجی آهنی با خط هایی پلی اتیلنی دارند. با پروسه ای مانند همان پروسه ای که برای تعویض کل هیپ سیمانی استفاده می شود، لگن را برای جایگذاری هیپ غیر سیمانی آماده می کنند و باید دقت کرد که فاصله بین ایمپلنت و استخوان هر چه کمتر باشد، رشد استخوان ممکن تر می شود.
  در ابتدا امید این می رفت که تعویض کل هیپ به شیوه بدون سیمان، مشکلاتی مانند شل شدن میله را که در جراحی با سیمان وجود داشت را نداشته باشد هر چند که این نوع طراحی بازده بسیار عالی در طولانی مدت داشته است اما در صورتی که باند محکمی بین استخوان و میله تعبیه نشود، میله های بدون سیمان مثل خواهند شد.
  بیمارانی با میله های بدون سیمان بزرگ، ممکن است دردهای خفیف رانی را تجربه کنند. به علاوه فرسایش پلی اتیلن ذرات ریز به جا مانده و همچنین استئولیزیز (فساد استخوان) از مشکلاتی است که در هر دو نوع با سیمان و بدون سیمان وجود دارد و امید است که با اعمال تغییراتی در ساختمان پلی اتیلنی ایمپلنت‌ها، علاوه بر کاهش ساییدگی و فرسایش، تکیه گاه های محکم تری در آینده به وجود آید.
  با وجود آنان که برخی از جراحان ایمپلنت‌های بدون سیمان را برای تمام بیماران استفاده می کنند، این نوع از ایمپلنت بیشتر برای جوان ترها، بیمارانی با فعالیت بالا و بیمارانی که تراکم استخوان زیادی دارند کاربرد دارد تا با رشد استخوان داخل حفره های ایمپلنت، پایداری آن تضمین شود. البته در بیماران مبتلا به ورم مفاصل با وجود تحرک کمی که دارند نیز می‌توان از این نوع تعویض مفصل بهره جست.
 
تعویض کامل هیپ به صورت ترکیبی

  در این نوع تعویض مفصل، معمولا حفره استابولوم بدون سیمان و سایر اجزاء مانند میله رانی بدون سیمان تعبیه می‌شوند. این تکنیک از اوایل دهه 1980 معرفی شد و مزایای آن ترکیبی از مزایای ایمپلنت سیمانی و بدون سیمان است.
  در طراحی ایمپلنت هیپ باید به دو زاویه مهم توجه کرد:
• زاویه محور گردن (زاویه تنه گردن)
• زاویه انحراف زهدان به جلو
  در صورتی که این دو زاویه نادرست طراحی شوند با کاهش محدوده حرکت اثرات بدی بر راه رفتن می‌گذارد.  البته محدوده  فیزیولوژیک حرکت برای هر بیمار مختلف بوده و میانگین خمیدگی مورد نیاز برای نشستن 114 درجه است. قطر سر پروتز فمور، قالب گردن و دامنه سرهای فموری تاثیر به سزایی بر محدوده حرکت هیپ دارد.

تعویض جزئی هیپ
  اگر تنها یک بخش از مفصل صدمه باشد به جای تعویض کل آن، تنها بخش آسیب دیده را جایگزین می‌کنند. به عنوان مثال در صورت آسیب دیدن سر گوی از یک اره ماشینی خاصی استفاده کرده و آن را جدا می‌کنند و پروتز مناسب را جایگزین آن می‌کنند. در پایین این پروتز یک میله فلزی است که در داخل فمور تثبیت شده و گوی آهنی در بالای آن قرار می‌گیرد. برای وارد کردن این میله به داخل فمور در صورتی نیاز به استفاده از سیمان وجود داشته باشد، ابتدا آن را به داخل کانال تزریق کرده و سپس ایمپلنت  فرو  داده می‌شود و اگر از سیمان استفاده نشود، میله به تنهایی وارد کانال می‌شود و سپس سطوح متخلخل آن با رشد استخوان پر شده و میله در جای خود ثابت می‌شود.
  هنگامی که تنها بخش حفره مفصل آسیب دیده باشد نیز به کمک تعویض جزیی، حفره را جایگزین می‌شود. بدین ترتیب که پس از درآوردن سر فمور از آن، با کمک مته خاصی جدار حفره را تراشیده تا غضروف ها و سطح آسیب دیده داخل استابولوم از بین رفته و فضا برای جا گذاری حفره جدید فراهم شود.

بازسازی رویه هیپ
  تکنیک جدیدی از تعویض هیپ که امروزه پدیدار شده، بازسازی رویه هیپ نامیده می‌شود. این روش که بیشتر در بیماران جوان متداول است، یک پروسه نو پا است و هنوز نمی‌توان موفقیت طولانی مدت آن را ارزیابی کرد. در این روش بخش حفره مشابه تعویض کل هیپ، جایگزین می شود و سر فمور با قطعه نیم کره ای تعویض یا پوشانده می‌شود. این قطعه با سیمانی بر روی سر فمور نصب شده و میله کوچکی دارد که وارد گردن فمور می‌شود.
  جراحی‌های تعویض هیپ در از بین بردن درد و ترمیم مفصل آسیب دیده بسیار موفق عمل کرده اند. هر چند مشکلات متعددی چون سایش، فرسودگی و به وجود آمدن ذرات ریز در این عمل وجود دارد که ممکن است منجر به لزوم جراحی‌های ثانویه شود. البته بیمارانی با وزن بیش از 165 پوند بیشتر با مشکل مواجه خواهند بود اما احتمال دوام پروتز تا 20 سال، حدود 80 درصد است.

استنت‌هاي روده‌اي

امروزه استفاده از استنت‌هاي روده‌اي به عنوان جايگزين روش‌هاي جراحي در کاهش علايم ناشي از انسداد حاصل از بدخيمي‌هاي لوله گوارشي، به ويژه در مري و درخت‌صفراوي، به طور روزافزوني فراگير شده است. اين استنت‌ها، همچنين در تسکين علايم انسداد ديگر قسمت‌هاي لوله گوارشي، مانند معده، ابتداي روده باريک و کولون، نقش مهمي دارند.

موارد کاربرد اين استنت‌ها به مرور زمان، در حال افزايش و تغيير مي‌باشد که از انسدادهاي ناشي از بدخيمي‌ها تا موارد خوش‌خيم همانند تنگي‌هاي به وجود آمده از زخم‌هاي پپتيک را شامل مي‌شود. گاهي بدي عملکرد دريچه پيلور معده پس از بالا کشيدن معده (به دنبال سرطان مري) نيز باعث انسداد مي‌شود. از نشانه‌هاي انسداد مي‌توان به تهوع، استفراغ مداوم، ازوفاژيت، عدم تعادل الکتروليت‌ها، سوءتغذيه و دهيدراتاسيون شديد اشاره کرد که استنت‌ها با ايجاد علايم تسکيني پايا، بدون آنکه عوارض ناشي از جراحي را داشته باشند، به بيمار کمک زيادي مي‌نمايند و حتي کيفيت زندگي بهتري را در مقايسه با ديگر گزينه‌هاي درماني، براي آنان به ارمغان مي‌آورد.



روش انجام

براي گذاشتن اين استنت‌ها، نياز به فلوروسکوپي هست، لذا انجام آن در اتاق‌هاي ويژه‌اي بايد صورت گيرد. بيمار تنها با داروهاي سداتيو استاندارد همانند يک اپيوييد (مپريدين يا فنتالين) و بنزوديازپين (ميدازولام) مي‌تواند اين عمل را به خوبي تحمل کند و نيازي به بي‌هوشي عمومي نيست.

امروزه Entral Wallstent ها که طراحي Open mesh و بدون پوشش دارند، براي درمان انسدادهاي دستگاه گوارش مورد تاييد قرار گرفته‌اند. اين استنت‌ها در اندازه‌هاي مختلف از قطر 20 تا 22 ميلي‌متر در دسترس قرار دارند که روي پايه‌اي به قطر 10 فرنچ (Fr) محکم مي‌شوند و يک سيستم delivery با طولي معادل 160 يا 255 سانتي‌متر نيز به همراه دارند. طول اين سيستم، کار را براي قرار دادن استنت‌ها درون رئودنوم راحت نموده است.

اخيرا استنت‌هاي روده‌اي با نام تجاري WallFleXTM از شرکت Baston Scientific بيشتر استفاده مي‌شوند. اين نوع از «نيتينول» (nitinol) ساخته شده که قطر بدنه آن، 22 ميلي‌متر و flare ابتدايي آن نيز 27 ميلي‌متر مي‌باشد. از اين نوع، طول‌هاي مختلف (6، 9 و 12 سانتي‌متر ) در دسترس قرار دارند.

اين استنت‌ها مي‌توانند از راه کانال فرعي و کمکي يک اندوسکوپ درماني در محل موردنظر قرار گيرد. از سويي يک سيم راهنما (guide wire) نيز براي پايداري قرارگيري استنت در مکان ضايعه مورد نياز است. اگرچه ضروري نيست، اما گرفتن يک عکس راديوگرافي با مواد حاجب در ابتدا براي بررسي آناتومي، طول تنگي و شدت انسداد کمک‌کننده است، به‌خصوص در مواردي که مشخص نيست آيا انسداد واقعي است يا عملکردي. اغلب استنت‌ها با موفقيتي نزديک به 90 درصد در بيماران جايگذاري مي‌شود. موارد شکست مي‌تواند به دلايلي هم‌چون ناتواني در گذراندن سيم راهنما از محل تنگي، پيچيدگي‌هاي آناتومي مانند حلقه‌هاي شديد ايجاد شده درون معده گشاد شده يا مشکلات پس از جراحي باشد.


کارايي

اغلب تجربيات منتشر شده با استنت‌هاي روده‌اي، براساس مطالعات Case series به‌دست آمده‌اند و کارآزمايي‌هاي باليني مقايسه‌اي کمتر انجام شده‌اند. در هر صورت اطلاعات موجود حاکي از موفقيت مشابه در پيامد بيماران ميان انجام جراحي‌هاي تسکيني و گذاشتن استنت است، به طوري که نزديک به 90 درصد بيماران از نظر باليني بهبود مي‌يابند. از سويي موربيديتي، مورتاليتي ناشي از جراحي و هزينه‌ها نيز کمتر خواهند بود. به طور مثال، بيماران ديگر نياز به تغذيه از راه تيوب ژژنوستومي نخواهند داشت.

برخلاف نتيجه‌هاي خوب اوليه، در 15 تا 40 درصد بيماران علايم انسداد صفراوي يا ديگر نشانه‌ها برمي‌گردد که نياز به تعويض استنت را الزامي مي‌سازد. بايد گفت نياز به ميزان مداخله دوباره در جراحي‌هاي گاستروژژنوستومي کمتر است. به علاوه، حتي پس از کارگذاري درست و موفقيت‌آميز استنت نيز بعضي بيماران بهبودي در علايم خود پيدا نمي‌کنند که علل آن مي‌تواند شامل تعيين نادرست مکان انسداد، انتشار وسيع بدخيمي و انسداد عملکردي دريچه خروجي معده به دليل درگيري با تومور نورون (شاخه سلياک) باشد.

در يک مرور نظام‌مند (سيستماتيک) از اطلاعات موجود ميان سال‌هاي 1992 تا 2003 که 136 مطالعه را بررسي کرده، مشخص شد جايگذاري استنت در 97 درصد بيماران موفقيت‌آميز بوده و از اين تعداد نيز 89 درصد، بهبود علايم باليني را نيز تجربه کردند.


عوارض

عوارض جانبي چندي مي‌تواند در حين يا پس از گذاشتن استنت رخ دهد:

1) عوارض حين عمل مانند موارد ناشي از سداتيو کردن بيمار، آسپيراسيون ريوي، بد
جاي‌گيري استنت، پارگي و خون‌ريزي

2) عوارضي که بعد از عمل ديده مي‌شوند، مانند حرکت استنت به جلو، خون‌ريزي، پارگي و تشکيل فيستول.

البته در مطالعات بررسي شده، مرگ و مير ناشي از اين عوارض ديده نشده و بيشترين مورد يافت شده گرفتگي خود استنت در 18 درصد موارد است که علت اصلي آن هم، ارتشاح تومور مي‌باشد. اگر تومور رشد کند و از داخل استنت را بگيرد يا رشد بيش از اندازه‌اي داشته باشد (چه به دليل بدخيمي يا ناشي از موارد خوش‌خيم)، يک استنت ديگر درون استنت اوليه و اصلي قرار داده مي‌شود. البته تاکنون اطلاعاتي از ايمني اين استنت‌هاي روده‌اي در بيماراني که تحت پرتودرماني قرار مي‌گيرند، منتشر نشده است؛ هر چند که مي‌تواند خطرناک باشد.

پيشگيري از باروري مردان با امواج سونوگرافي

پيشگيري از باروري مردان با امواج اولتراسوند امكان‌پذير شد. محققان دانشگاه كاروليناي شمالي با بررسي مطالعات قبلي و نيز انجام آزمايشاتي در مدل حيواني، دريافتند امواج اولتراسوند قابليت پيشگيري از باروري در ميان مردان را دارد. محققان با تابش امواج سونوگرافي بر روي بيضه موش‌ها توانستند تعداد اسپرم‌هاي آنها را تا حد امكان كاهش دهند. نتايج حاصل از اين تحقيق نشان مي‌دهد: امواج حاصل از سونوگرافي با قدرت 2.2 وات و طول موج سه مگاهرتز در طول زمان 15 دقيقه تابش، مي‌تواند ياخته‌هاي اسپرماتوژنز را در بيضه موش‌ها نابود كند. محققان اين تحقيق اظهار كردند: براي اثربخشي بهتر درمان، اين روش بايد دو روز بعد دوباره تكرار شود. به گفته دانشمندان، با وجود اثبات قابليت اين روش غيرتهاجمي و غيرجراحي، هنوز هم بايد مطالعات بيشتري درخصوص غيربرگشت‌پذير بودن آن در شرايطي به جز INVITRO‌ انجام شود.


انجماد کورتکس تخمدان بهترين روش براي حفظ باروري دختران و زنان جوان مبتلا به سرطان است

محققان با بيان اينكه انجماد کورتکس تخمدان بهترين روش براي حفظ باروري دختران و زنان جوان مبتلا به سرطان است، معتقدند: انتخاب روش هاي رايج حفظ باروري مانند انجماد كورتكس تخمدان، جنين و تخمك و غيره به پارامترهاي متعددي از جمله نوع و زمان شروع درمان، نوع سرطان، سن بيمار و وضعيت تاهل فرد دارد. به گزارش ايسنا روش هاي درمان سرطان مي تواند منجر به نارسايي عملکردي تخمدان و ناباروري در زنان مبتلا به سرطان شود. به همين دليل، دستيابي به شيوه اي به منظور حفظ باروري در اين افراد ضروري به نظر مي رسد. در اين مقاله مروري، مقالات منتشر شده در رابطه با روشهاي مختلف حفظ باروري از سال 1976 تا 2009 که امکان دسترسي به مقاله کامل آنها از طريق منابع اطلاعاتي PubMed و Sciencedirect وجود داشت، جمع آوري و مورد بررسي قرار گرفت.
بر اساس بررسي مقالات جهت حفظ قدرت باروري در زنان روش هاي متعددي وجود دارد که شامل جابجايي تخمدان، انجماد تخمك، جنين و کورتکس تخمدان است. روش جابجايي تخمدان در افرادي که از شيمي درماني استفاده مي کنند کارائي چنداني در حفظ باروري ندارد. استفاده از روش انجماد جنين و تخمك مستلزم تاخير در شروع درمان است. به علاوه تخمك هاي متافاز II، سلول هاي بزرگ و تمايز يافته اي هستند که منجمد كردن آنها باعث آسيب هاي سيتوپلاسمي مي شود.
محدوديت در تخمك هاي جمع آوري شده، شانس باروري را بسيار کاهش مي دهد. از سويي تحريک تخمدانها و جمع آوري تخمك در بيماران جوان به خصوص كودكان عملي نيست. انجماد جنين علاوه بر محدوديت در تعداد جنين هاي جمع آوري شده و مسايل قانوني و اخلاقي مطرح شده در مورد آن، تنها محدود به افراد بالغ و متاهل مي باشد. روش انجماد کورتکس تخمدان در مقايسه با دو روش قبل مناسب تر به نظر مي رسد، مقاومت بافت تخمدان به روش انجماد، جمع آوري نسبتا آسان بافت تخمدان (با روش لاپاراسکوپي)، امکان استفاده از آن در کودکان و تعداد زياد فوليکول در بافت تخمدان که شانس موفقيت در باروري را افزايش مي دهد از مزاياي اين روش است.
نتايج اين مقاله مروري كه توسط جمعي از پژوهشگران گروه جنين شناسي، پژوهشکده بيوتكنولوژي توليدمثل، پژوهشگاه فن‌آوريهاي نوين علوم زيستي جهاددانشگاهي‌ ـ ابن‌سينا، طراحي و اجرا شد نشان داد، به طور کلي انتخاب يکي از روش هاي فوق بستگي به پارامترهاي متعددي از جمله نوع و زمان شروع درمان، نوع سرطان، سن بيمار و وضعيت تاهل فرد دارد.


درمان آسم با چسب کنه!

محققان فرانسوی چسب حاوی پروتئین کنه تولید کرده‌اند که می‌تواند به درمان بیماری آسم کمک کند. کنه گرد و غبار خانگی (house dust mite)‌ یک حشره نیم میلی متری است که در بالش، تشک، ملحفه ها، لباس یا فرش تجمع می کند. هنوز ارتباط مستقیم آسم با کنه گرد و غبار خانگی مشخص نشده است، اما به نظر می رسد که پروتئین موجود در مدفوع این موجود باعث بروز حملات آسم می شود؛ این پروتئین موجب تحریک سیستم ایمنی برای تولید آنتی بادی هایی می شود که مقادیر زیادی هیستامین در بدن ترشح می کنند. ترشح بیش از حد هیستامین باعث تورم و سوزش راه های هوایی، مشکلات تنفسی و حملات آسم می شود.
محققان شرکت DBV Technologies چسبی حاوی نمونه تولید شده پروتئین مدفوع کنه را توسعه داده اند که می تواند بعنوان یک روش موثر برای درمان آسم مورد استفاده قرار بگیرد. در شیوه درمانی ایمونوتراپی یا حساسیت زدایی، سیستم ایمنی بصورت تدریجی در معرض مقادیر کمی از پروتئین عامل بروز حساسیت قرار گرفته و مجددا تنظیم می شود که در این حالت دیگر پروتئین را بعنوان یک عامل تهدید کننده نمی شناسد. فرآیند آموزش سیستم دفاعی بدن برای عدم واکنش به مدفوع کنه، چندین ماه بطول می انجامد و پس از این مدت دیگر نیازی به استفاده از چسب بر روی پوست نیست.
کپسول های ریز درون چسب ViaSkin حاوی نمونه پروتئین مدفوع کنه، روی دست یا شکم قرار گرفته و بتدریج مقادیر محدودی از پروتئین را در روی پوست منتشر می کند که باعث تنظیم مجدد سیستم ایمنی بدن می شود. پس از طی کردن دوره درمان، زمانیکه فرد در معرض مدفوع کنه (بعنوان آغاز کننده حملات آسم) قرار بگیرد، واکنش حساسیت زایی در بدن ایجاد نمی شود. این چسب علاوه بر درمان مبتلایان به آسم حاد می تواند برای پیشگیری از توسعه مراحل اولیه بیماری در کودکان نیز مورد استفاده قرار بگیرد. نخستین آزمایش بالینی چسب ViaSkin بر روی انسان اوایل سال آینده میلادی آغاز می شود؛ محققان این شرکت در حال حاضر از همین فناوری برای تولید چسب ضد حساسیت شیر و بادام زمینی استفاده می کنند.


ساخت دوربین بلعیدنی برای شناسایی مراحل ابتدایی سرطان مری

محققان بیمارستان عمومی ماساچوست، نوعی دوربین قرصی بلعیدنی را ساخته‌اند که می‌تواند به پزشکان در تشخیص نشانه‌های اولیه سرطان مری کمک کند. این دستگاه شفاف فناوری پیشرفته، به اندازه یک قرص مولتی ویتامین بزرگ بوده و حاوی لیزری با سرعت چرخش بالاست که یک پرتو نور نزدیک مادون قرمز را به دیواره مری می‌تاباند. سپس حسگرها بازتاب نور را ثبت کرده و تصاویر دقیق میکروسکوپی را تولید می‌کنند که می‌تواند تغییرات سلولی مرتبط با سندروم «بارت» را که شرایط پیش سرطانی مرتبط با سوزش سردل و رفلکس اسید است، آشکار سازد.
یک نوار نخ مانند به دستگاه اجازه می‌دهد تا به عقب کشیده شده و تصاویر را به یک مانیتور منتقل کند. این دستگاه بر روی 13 داوطلب بدون بیهوشی آزمایش شد که شش مورد از آنها به سندروم بارت مبتلا بودند. این کپسول توانست کل مری را در کمتر از یک دقیقه تصویربرداری کند. یک فرآیند کامل که شامل چهار مسیر بالا و پائین مری بوده، تنها شش دقیقه طول کشید. ارزیابی‌های کنونی برای این بیماری بیش از یک ساعت به طول انجامیده و شامل استفاده از آندوسکوپی در گلوی بیمار است. این دستگاه جدید به نمایش ساختارهای زیرسطحی غیرقابل مشاهده با آندوسکوپی پرداخته و بطور واضح می‌تواند نشانه‌های سندروم بارت را شناسایی کند.
اگرچه در ابتدا نگرانی‌هایی در مورد امکان مفقود شدن اطلاعات به دلیل کوچک بودن مقیاس دستگاه وجود داشت، اما آزمایشات نشان داده که این نگرانیها بی‌مورد است. با بلع این قرص، مری آنرا به شکل محکم گرفته و تصویربرداری کامل از دیواره این اندام را ممکن می‌سازد. سندروم بارت در اثر مواجهه مزمن مری با اسید بالا آمده از معده ایجاد شده که منجر به تحریک و سوزش سر دل می‌شود. یکی از هر 10 بیمار دچار رفلکس اسید معده به این سندروم دچار خواهند شد که سهم مردان در این میان بیشتر است. این پژوهش در مجله Nature Medicine منتشر شده است.


موفقیت دانشمندان در تعیین میزان پیشرفت سرطان با شیوه پیشگامانه

محققان دانشگاه کالیفرنیا در سان‌دیگو توانستند شیوه پیشگامانه‌ای را ابداع کنند که میزان گسترش سرطان در غدد لنفاوی را نشان می‌دهد. این شیوه که از مولکولهای فلورسنت استفاده می‌کند، به جراحان اجازه خواهد داد تا غدد لنفاوی سرطانی را شناسایی کرده و بافتهای سالم را نجات دهند. غدد لنفاوی که در سراسر بدن گسترش یافته‌اند، نقش مهمی را در کمک به بدن در شناسایی و مبارزه با میکروبها ایفا می‌کنند. این غده‌ها به عنوان فیلترهایی عمل می‌کنند که حاوی سلولهای ایمنی برای مبارزه با عفونت و پاکسازی پوست هستند. هنگامی که سلولهای سرطانی از یک تومور در هر قسمت از بدن جدا می‌شوند، می‌توانند در سیستم لنفاوی حرکت کرده و در این اندام کوچک پنهان شوند. جراحان این غدد را برای اطمینان از امکان گسترش سرطان و میزان آن برمی‌دارند.
با این حال در زمان جراحی شناسایی غدد انسان با اندازه کمتر از نیم سانتی‌متر در میان بافت اطراف آن مشکل است. حتی اگر جراحان بتوانند موقعیت غده را مشخص کنند، هیچ شیوه‌ای برای نمایش امکان سرطانی بودن یا نبودن آنها وجود نداشته و نیازمند حذف تعداد غدد لنفاوی بیشتر از حد ضروری است. اما این شیوه جدید بسیار حساس بوده و می‌تواند محل سلولهای سرطانی با اندازه چند میلیمتری را نیز شناسایی کند.
به گفته محققان، این ابزار باعث ارتقای میدان دید جراح تا حدی می‌شود که هیچ توموری ندیده باقی نمی‌ماند. مولکولهای با برچسب فلورسنت موسوم به RACPP قابل تزریق هستند. جراحان با استفاده از این مولکولها در مدلهای موش توانستند محل گسترش سرطان را مشاهده کرده و مناطق میلیمتری را حتی با حساسیت بیشتر ببینند. در حال حاضر پزشکان تنها می‌تواند محل غدد لنفاوی را بدون توانایی تشخیص سرطانی بودن یا نبودن آنها شناسایی کنند. شیوه‌های کنونی برای کنترل سرطان پروستات شامل برداشتن تمام غدد لنفاوی مشکوک پیش از شناسایی میزان پیشرفت سرطان است. نتایج این پژوهش در مجله Cancer Research منتشر شده است.


استفاده از نانوذرات برای درمان بیماری ام اس

محققان دانشگاه نورث وسترن می‌گویند با استفاده از فناوری نانو موفق به برداشتن گام‌های موثری در درمان بیماری ام اس شده‌اند. در این پروژه آنها از نانوذرات قابل تجزیه جهت حمل دارو استفاده کردند. این نانوذرات می‌تواند سیستم ایمنی بدن را فریب دهد. در بیماری ام اس، سیستم ایمنی بدن به غشاء میلن حمله می‌کند، غشائی که سلول‌های عصبی مغز، نخاع و اعصاب بینایی را پوشانده است. زمانی که این پوشش عایق از بین رود، سیگنال‌های عصبی قادر نیستند به شکل صحیحی در مسیر عصبی حرکت کنند در نتیجه اثراتی از بی‌حسی موضعی گرفته تا کوری یا رعشه در بدن دیده می‌شود.


محققان این پروژه به‌جای اینکه کل سیستم ایمنی بدن را مورد هدف قرار دهند و با این بیمار را در معرض بیماری‌های دیگر قرار دهند، از نانوذرات استفاده کردند که به آنتی‌ژن‌های میلن متصل می‌شود با این کار سیستم ایمنی به حالت اولیه بازمی‌گردد. با تزریق این نانوذرات سیستم ایمنی دیگر میلن را به‌عنوان یک جسم خارجی نشناخته و به آن حمله نمی‌کند. استفان میلر از محققان پروژه می‌گوید نکته جالب در این پروژه آن است که از آن می‌توان برای بیماری‌های مختلفی که به سیستم ایمنی بدن مربوط است استفاده کرد تنها کافی است که آنتی‌ژن مورد نظر را به آن اضافه کرد. نانوذرات تولید شده برای این پروژه توسط FDA تایید شده است. لونی شا می‌گوید نتایج این پروژه یک پیشرفت بزرگ محسوب می شود و ثابت می‌کند که می‌توان سیستم ایمنی بدن را تنظیم کرد. نتایج این پژوهش در نشریه Nature Biotechnology به چاپ رسیده است.
در این پروژه، آنتی‌ژن‌های میلن به نانوذرات متصل شده و به‌درون بدن موش تزریق شد. پس از ورود دارو به بدن مستقیما به طحال می‌رسد که مسئول فیلتر کردن خون بدن است. ذرات در بدن تحت محاصره ماکروفاژها در می‌آیند که نوعی سلول ایمنی در بدن هستند. از نظر سیستم ایمنی این نانوذرات سلول عادی خون تلقی می‌شوند. نانوذرات موجب نوعی پاسخ موسوم به ایمنی خودکار می‌گردد که در اثر آن سلول‌های T میلن غیرفعال می‌شوند. در نهایت سیستم ایمنی حمله خود را به میلن متوقف می‌کند. در روش‌های فعلی برای درمان بیماری ام اس، کل سیستم ایمنی بدن غیرفعال می‌شود که این امر موجب آسیب‌پذیری بدن در برابر بیماری‌هایی نظیر سرطان می‌شود این در حالی است که در روش جدید سیستم ایمنی به کار عادی خود ادامه می‌دهد.

مصونيت جراحان از اشعه ايكس با دستيار روباتيك

دانشمندان موفق به ابداع سامانه دستيار جراح رباتيك با هدف مصون ماندن جراحان از تشعشعات ايكس حين عمل شدند. تعدادي از تكنيك‌هاي نوين جراحي از تشعشع استفاده مي‌كنند كه اين امر هم براي بيمار و هم جراح مي‌تواند بسيار خطرناك باشد. براي رفع اين خطر، شركت Corindus Vascular Robotics of Natick واقع در ماساچوست سيستمي موسوم به CorPath 200 را طراحي كرده است. اين سامانه نخستين دستيار جراح رباتيك است كه جهت باز كردن شريان‌ها به كار مي‌رود و به جراحان قلب امكان مي‌دهد از يك كابين حفاظتي سرب‌اندود واقع در همان اتاق بيمار عمل اجراي استنت قلب و فرايندهاي بالن زدن در عمل را صورت دهند. بدين ترتيب آن‌‌ها از تشعشعات مصون مي‌مانند. در آزمايشات باليني اين ابتكار تا 95 درصد از ميزان قرار گرفتن جراح در معرض اشعه ايكس كاست و همچنين نيازي به استفاده از پيشبندهاي معمول نبود.
در اين فناوري جراح از دو جوي‌استيك استفاده مي‌كند كه كاتتر و ساير ابزار را كنترل كند. همچنين وجود مجموعه‌يي از صفحه‌نمايش‌ها وي را قادر به نظارت بر عمل جراحي با هدف كنترل بي‌نهايت دقيق حركات مي‌كند. با اين حال جراح اين ربات را فقط مانند يك بازي ويديويي هدايت نمي‌كند بلكه سيستم مجهز به يك مولفه بازخورد قوي است كه موجب مي‌شود وي كاتتر را به هنگام فرو رفتن و حركت در خلال شريان‌ها "حس ‌كند". شركت Corindus هم‌اكنون در حال بسط فناوري ارائه شده با هدف كاربرد آن در ديگر شرايط عروقي از جمله مشكلات به وجود آمده در دست و پاها، وضعيت‌هاي عصبي و كاربردهاي ساختاري قلب است.
عمل مداخله عروقي زيرپوستي (PCI) يك فرايند جراحي معمول قلب بوده كه جهت ترميم يا پيش‌گيري از آسيب رسيدن به اين عضو (به دليل شريان‌هاي مسدود شده يا آسيب‌ديده) مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اين سامانه عمل را توسط يك استنت يا بالن صورت مي‌دهد كه در انتهاي كاتتر قرار داده مي‌شود و به سمت درون يك شريان اصلي حركت مي‌كند. اين شريان اغلب در پا قرار دارد و به قلب هدايت مي‌شود. فرايند PCIs در مقياس وسيع مورد استفاده قرار مي‌گيرند اما از تصويربردارهاي پرتو ايكس جهت كنترل و نظارت بر حركت كاتتر و ديگر مراحل عمل استفاده مي‌كند. در اين روش به دليل اين كه جراح در كنار بيمار است، در معرض تشعشعات فراوان قرار دارد.

میکرو جراحی‌ها با چاقوی نامرئی

مهندسان دانشگاه میشیگان تکنولوژی فراصوت را ابداع کرده‌اند که امیدهای جراحی‌های میکرو را پررنگ‌تر کرده است. محققان با استفاده از لنزهای پوشانده شده با نانو لوله‌های کربنی دریافتند که انرژی نور می‌تواند به امواج صوتی پر فشار تبدیل شود و در نتیجه تمرکز دقیق بر نقاط معین را امکان‌پذیر می‌کند.

این تکنولوژی موسوم به "چاقوی نامرئی" می‌تواند در حوزه‌های پزشکی مانند عمل جراحی غیرتهاجمی مورد استفاده قرار گیرد.

مهندسان طی آزمایشاتی توانستند امواج صوتی متمرکز دقیق را برای جراحی‌های میکرو در جداکردن بسیار دقیق یک سلول سرطانی تخمدان و ایجاد سوراخ دقیق کمتر از 150 میکرومتر در سنگ کلیه مصنوعی در کمتر از یک دقیقه، مورد استفاده قرار دهند. این تکنولوژی، مهندسان را قادر به تمرکز امواج صوتی با دامنه بالا بر نقاط ریز کرده است.

سیستم ابداعی از این حیث منحصر به فرد است که سه عملکرد را انجام می‌دهد: نور را به صوت تبدیل کرده و آن را بر نقطه بسیار کوچک متمرکز و امواج صوتی را تقویت می‌کند.

برای دستیابی به این تقویت‌دهی، محققان لنزهای خود را با لایه‌ای از نانو لوله‌های کربنی و موادی لاستیک مانند موسوم به "پلی دی متیل سیلوکسان" پوشش دادند. لایه نانولوله کربنی نور را جذب و گرما را از آن تولید می‌کند. سپس لایه لاستیک مانند که هنگام مواجهه با گرما منبسط می‌شود، به شدت سیگنال را با انبساط حرارتی سریع افزایش می‌دهد.

امواج صوتی به دست آمده 10 هزار برابر بیشتر از فرکانسی است که انسان می‌تواند بشنود.

به گفته "جی گوا"، سرپرست این پژوهش، این مطالعه دروازه‌ای است برای اختراعات بیشتر در این حوزه و حتی راهی است برای کاوش سلول‌ها و بافت‌ها در مقیاسی بسیار کوچکتر از آنچه که اکنون وجود دارد. این پژوهش در مجله "Nature`s journal Scientific Reports" منتشر شده است.

انزال زودرس و درمان ان

از نظر علم روانشناسي : انزالي كه بر خلاف ميل شخص و بدون كنترل او انجام ميگرد را انزال زود رس گويند كه بر طبق آن فرد از زمان انزال و كيفيت رابطه ناراضي است و اين نارضايتي ميتواند يك طرفه يا دو طرفه باشد ، به طوريكه حتي اگر شريك جنسي فرد از زمان انزال ناراضي باشد ، انزال را زود رس گويند . ( مثلا اگر مرد در ۸ دقيقه ارضاء ميشود و زن در ۱۰ دقيقه ، انزال را زود رس گويند اما اگر مرد در ۲۰ دقيقه ارضاء شود و زن در ۱۰ دقيقه ، مورد را مربوط به انزال زود رس نميدانند )

از نظر علم پزشكي : انزال كمتر از دو دقيقه كه بدون كنترل شخص انجام گيرد را انزال زود رس گويند .

دلايل ايجاد انزال زود رس در مردان :

۱ – عوامل رواني بازدارنده ( عواملي مانند اضطراب در حين سكس ، احساس گناه يا افسرده گي ميتوانند موجب انزال زود رس شوند )

۲ - فاصله زياد بين روابط جنسي ( وقتي كه احساسات جنسي بين زوجين متراكم ميشود ، معمولا كنترل يك باره آنها سخت ميشود و منجر به انزال زود رس ميشود ! )

۳ – تجربه جنسي كم ( بيشتر افراد در اوايل زندگي زناشويي دچار اين مشكل ميشوند و به مرور زمان با تجربه بيشتر مشكلشان رفع ميگردد )

۴ - عوامل پزشكي بازدارنده ( عواملي نظير آسيب جسمي ، تداخلات دارويي در هنگام درمان بعضي بيماري ها و مشكلات هورموني از جمله عوامل پزشكي هستند كه منجر به انزال زود رس ميشود )

روش هاي درمان انزال زود رس :

۱ – درمان هاي موضعي : استفاده از كرم هاي بيحس كننده مانند ژل ليدوكابين ۲% و اسپري هاي بيحس كننده ميتواند در بهبود انزال زود رس موثر باشد . ( ژل ۲% ليدوكابين + كرم پريلو كابين ۲.۵% + كشيدن كاندوم بر روي آلت تناسلي باعث افزايش زمان انزال ميشود و استفاده از اسپري هاي بيحس كننده به دليل ايجاد حالت تكرر بعد از مصرف زياد توصيه نميشود )

۲- درمان هاي دارويي : دارو هاي مهار كننده بازجذب سرتونين و ضد افسرده گي در درمان انزال زود رس موثر اند ، بر فرض مثال ميتوان به داروهاي خانواده اس اس آر آي ، اشاره كرد كه شامل داپوكستين ، فلوكستين ، پاروكستين و سرتالين ميباشند و همچنين گه گاه داروي وياگرا را توصيه ميكنند . ( درمان هاي دارويي را در مراحل حاد بيماري كه بيماري از فاز پزشكي وارد فاز رواني شديد شده و موجبات مشكلات عديده در روابط فرد شده است ، تجويز ميشوند و استفاده بدون نظر پزشك از اين داروها به دلايل ماهيت هاي اعتياد آور و شرطي كننده و گه گاه تكرر جنسي و همچنين آمار بالاي خودكشي در اثر استفاده از داروهاي ضد افسرده گي ، توصيه نميشود ، لذا در صورت تمايل به استفاده از اين روش حتما قبلا با يك متخصص سايكوتراپ يا روانكاو مشورت كنيد )

۳ – درمان هاي رفتاري : اين نوع درمان ها از موثر ترين و سالم و بدون عارضه ترين نوع درمانها ميباشند و بر طبق آنها فرد به جاي استفاده از دارو يا مواد مصنوعي با استفاده از روش هاي آموزشي رفتاري ، سعي ميكند كه رفتار و احساسات جنسي خود را كنترل كند ( در بيشتر مواقع اين روشها اولين پيشنهاد براي درمان ميباشند ) ، اين روشها به هفت بخش تقسيم ميشوند كه شامل :

تكنيك ماستر و جانسون : اين روش شامل يادگيري ، تشخيص و كنترل احساسات و رفتارهايي است كه منجر ميشود فرد به اوج نقطه لذت جنسي برسد و انزال صورت گيرد ، اين روش نياز به اراده و تمرين زياد دارد ، اما از جمله موثرترين روشهاي درماني است كه تاكنون براي درمان انزال زود رس شناخته شده است ، بر طبق آن فرد در ابتدا توسط خود يا شريك جنسي اش ، تحريك ميشود و هر بار كه به نزديكي نقطه اوج لذت جنسي ميرسند ، عمل تحريك را متوقف و بعد از چند لحظه كه احساسات فروكش كرد ، دوباره اقدام مينمايند ، بعد از چند روز تمرين اوليه ، سكس به روشي كه مرد در زير و زن در بالا قرار ميگيرد عمل تكرار ميشود به اين صورت كه مرد در زمان نزديك شدن به اوج نقطه جنسي با آگاه كردن زن كه در اينجا كنترل عمليات جنسي را در دست گرفته ، او را باخبر ميسازد تا رابطه را كنترل كند ، بر طبق اين روش كه از جمله بهترين روشهاي درماني است ، فرد بعد از چندين هفته تمرين و ممارست ، به مرحله اي ميرسد كه كنترل رابطه جنسي برايش شرطي ميشود و ميتواند با كنترل احساسات سكسي خود ، هم زمان رابطه جنسي اش را زياد كند و هم شريك جنسي اش را ارضاء كند . ( كليه اصول اين روش بر پايه تحريك و توقف قبل از نقطه اوج لذت جنسي ميباشد ، لذا از جمله بهترين روشها براي افزايش مهارت جنسي محسوب ميشود )

تكنيك فشار : بر طبق اين روش با فشار دادن انتها يا سر آلت تناسلي قبل از انزال ، از انزال جلوگيري ميشود كه دليل جلوگيري كردن آن اين است كه با فشار آوردن به اين نقاط فشار خون در اين نقاط كم ميشود و درنتيجه نعوظ يا اركيسون كم ميشود و انزال دير انجام مي پزيرد .

خود ارضائي قبل از انجام سكس ( اين روش به دليل منحرف كردن سكس توسط استمناء هاي غير طبيعي خيلي توصيه نميشود )

پوزسيون خوب هنگام مقاربت : روش هاي معمول ( مرد در بالا ) كمك خيلي زيادي به درمان انزال زود رس نميكند ، براي درمان ميبايست از روشهاي جنسي كه در آن مرد به پشت خوابيده و زن در رو عمليات جنسي را با فعاليت زياد كنترل ميكند از جمله بهترين روشها براي درمان ميباشند .

تعدد مقاربت : زياد كردن تعداد سكس در طول هفته و روز ميتواند به در مان زود انزالي كند به طوريكه اگر هفته اي دو بار سكس داريد و آن را تبديل به هفته اي ۴ الي ۶ بار برسانيد ، بعد از چند هفته مشكل زود انزاليتان تا حدودي رفع ميشود .

اورال سكس : سكس زباني يا به اصطلاح عامه ساك زدن قبل از مقاربت ميتواند كمك زيادي به آرام شدن آلت مردانه در هنگام سكس شود و به درمان زود انزالي كمك كند .

استفاده از كاندوم : استفاده از كاندوم و بخصوص از نوع بيحس كننده آن كه در بازار به فرواني موجود است ، ميتوان به دليل كمتر كردن ميزان تماس آلت جنسي مردانه ، باعث رفع زود انزالي شود .

۴ - درمان هاي رواني – عاطفي : يكي از بهترين ها و موثرترين روشها براي رفع انزال زود رس و افزايش لذت در روابط زناشويي ، جايگزيني عشق بازي در رابطه جنسي است ، بديهي است كه در زمانيكه عشق بازي در رابطه جنسي برقرار باشد و دو طرف در حال عشق بازي بايكديگر اند ، ديگر زود انزالي معني خود را از دست ميدهد ! كارهايي مثل نوازش ، تحريك كلامي و بدني زن قبل از دخول و كارهايي مانند توجه و دادن احساس قدرت به مرد در رابطه كه در پست هاي قبلي وبلاگ نوشتم ، ميتوانند به اين مهم كمك كنند . ( به طور خلاصه اگر زن و مرد در هنگام سكس مشغول عشق بازي باشند به دليل اينكه رضايت جنسي هر دو طرف ايجاد ميشود ، زود انزالي به طور كلي برطرف ميشود )

۵ – درمان هاي سنتي و گياهي : دمكرده گل شقايق و دارچين و همچنين سياه دانه و بخته سنجد در روغن زيتون باعث دير انزالي يا به اصطلاح سفتي كمر ميشود ، همچنين ماليدن حنا هم در بعضي از متون قديمي آمده شده ( صحت علمي روشهاي فوق تاييد نشده و بيشتر تجربي اند ! تا علمي ! )

 

جمع بندي و نتيجه گيري :

زود انزالي در اصل مشكل يا بيماري محسوب نميشود و ميتوان گفت كه اين وسواس فكري افراد و اضطراب آنها از داشتن يك رابطه با كيفيت است كه منجر بروز اين امر ميشود ، لذا كاهش اضطراب و حفظ آرامش در كنار كنترل بدن و احساسات با تمرين بيشتر بهترين راه كار براي پيشگيري و درمان اين مشكل اند و از همه بهتر و مهمتر اضافه كردن عشق بازي به رابطه جنسي است كه اگر با حركاتي چون نوازش + تحريك سينه ، لاله گوش و كليتوريس ( چوچوله ) + استفاده از كلمات عاشقانه در هنگام سكس ، همراه شوند ديگر معنايي به عنوان زود انزالي و عدم رضايت جنسي بين زوجين معني پيدا نميكند .

در پايان جا دارد به چند حديث كه در مورد زود انزالي روايت شده اند اشاره و درنهايت اطاله كلام كنم :

حضرت محمد ( ص ) ميفرمايند : « چون كسي خواهد كه با زن خود جماع كند به روش مرغان به نزد او نرود ، بلكه اول با او دستبازي و خوش طبعي كند و بعد از آن جماع كند »

تفسير حديث : حضرت (ص ) فرموده اند كه همان اول كار فوري نرويد سراغ دخول ، بلكه با نوازش كردن و تحريك لمسي و زباني همسرتان را براي دخول آماده كنيد و بعد به انجام مقاربت بپردازيد . ( اگر فقط همين حديث را اجرا كنيد و سر لوحه زندگي سكسي تان بكنيد به عالم و آدم قسم كه ديگر مشكلي به نام عدم رضايت جنسي ، تكراري شدن براي همديگر و زود انزالي دچار نمي شويد ! حال برويد و بگوييد كه اسلام ديني است خرافي و با مقتضيات زمان هماهنگ نيست ! )

حضرت علي ( ع ) ميفرمايند : « هركسي كه ميخواهد با زن خود نزديكي كند ، تعجيل نكند كه زنان را كارها ميباشد »

تفسير حديث : حضرت به مانند پيامبر بزرگوار اسلام تاكيد دارند كه عجله در سكس نادرست است و بهتر است قبل از انجام عمل دخول با عشق بازي همسر را براي انجام اين كار آماده كرد ، اين را علم روز دنيا هم ثابت كرده كه اگر سكسي اين چنين شروع و خاتمه يابد به دليل ارضاء شدن زن و ايچاد مهرو عطوفت بين زوجين ، موجبات پايداري زندگي زناشويي فراهم ميشود .

سرطان کلیه و علائم آن

یکی از ۱۰ بیماری خطرناکی است که بین سنین ۵۰ تا ۷۰ سالگی شایع تر
 است و از شایع ترین بیماریهای سرطانی است و ۲ تا ۴ ٪ بیماریهای بدخیم
سرطان را شامل می شودو در قسمت اورولوژی یکی از ۳ بیماری مهم است.
مردان بیشتر از زنان (۶۰٪) به آن مبتلا می شوند.
 مصرف دخانیات همانند سیگار رل بزرگی در ایجاد آن دارد.اولین نشانه آن
معمولن وجود خون در ادرار است که در این موقع پزشک با انجام سونوگرافی به
 وجود تومور پی می برد.
بعدن با پیدایش درد در پهلوها و احساس درد در شکم همراه می باشد. اغلب معالجه
آن با برداشتن کامل کلیه است. راههای معالجه دیگری اغلب احتیاج نیست.

علت سرطان کلیه:سلول های سرطانی در همه انسانها وجود دارد که بخودی خود می میرند ویا اینکه
تحت تأثیر سیستم ایمنی بدن، اثر مخرب خود را از دست می دهند.نقش مهم در مرگ
خودبخود سلول های سرطانی را سلول مرگ از قبل طراحی شده ای ( آپوپتوزه ) انجام
می دهد.اینکه چرا بعضی از سلولهای سرطانی، با این وجود باقی مانده و تکثیر می یابند
مشخص نیست. مطمئنن علت مشخصی سبب آن نمی شود ، بلکه فاکتورهای پیچیده ای
با همدیگر ادغام شده و منجر به سرطان می شوند.
. مصرف دخانیات (سیگار) در ایجادسرطان کلیه رل بزرگی دارد.(۲۵ تا ۳۰٪)
. اضافه وزن بخصوص در خانم ها
. اشتغال به کارهایی که در معرض تماس با پنبه نسوز و کادیوم هستند
. در بیماران دیالیزی، امکان ابتلا به سرطان کلیه، به علت ایجاد کیست های زیاد، ۳۰ برابر
می باشد که در حدود ۶٪ این افراد به مرور زمان به سرطان کلیه مبتلا می شوند.
. پیوند کلیه در افراد ، احتمال سرطان کلیه را بالا می برد.
. عوامل ژنی بندرت اتفاق افتاده(۱٪) که اغلب زود و در هر ۲ کلیه ایجاد می شود.

پیشگیری:از مصرف دخانیات خودداری کنید.
رژیم غذایی مناسب و سالم

علائم:
. درد پهلوها یا یک پهلو
. خون در ادرار
. احساس فشار در شکم
. فشار خون بالا
. تب
. خستگی سردرد
. لاغر شدن
. پائین آمدن توانايی بدن
البته هر کدام از این علائم می تواند نشانه بیماری های دیگری باشند.

راههای شناخت آن:
. سونوگرافی
با سونوگرافی کیست و تومور تشخیص داده می شود.
.  سی تی اسکن که همراه با داروی بیهوشی بوده و نوع بدخیم یا خوش بین
معلوم می شود.
. تستهای آزمایشگاهی( آزمایش ادرار و خون)
وقتی معلوم شد که تومور است، مرحله بعدی تشخیص اینکه به استخوان زده یا نه؟
سپس عملکرد کلیه ها بررسی می شود. با انجام آنژیوگرافی، مویرگهای خونی بررسی
می شود.سونوگرافی از شکم نشان می دهد که آیا به کبد نیز گسترش یافته؟
عکس برداری از سینه ها نشان می دهدکه آیا ریه ها نیز درگیر شده اند؟
بندرت سی تی اسکن از مغز لازم است.

تنها با نمونه برداری بعد از عمل و آزمایشات پاتولوژی عمق تومور آشکار می شود
که آیا بافت لنفاوی و یا سایر اعضای بدن درگیر شده یا نه؟

شانس بهبودی:
متفاوت بوده و هرچه زودتر شناخته شود شانس بهبودی بالاتر است. (تا ۹۵٪)
عمل:
در چگونگی عمل و نحوه آن، وضعیت بیمار، سن او ، اینکه تومور در یک کلیه است
یا هر دو کلیه واگر در یک کلیه است عملکردکلیه دیگرچگونه است ، نقش مهمی دارد.
معمولن کلیه درگیر با تومور را بطور کلی درآورده و ماهیچه های نزدیک و بافت
لنفاوی مجاور آن را نیز . اگر هر دو کلیه دچار تومور هستند و یا فرد دارای یک کلیه
است و دچار تومور شده، پزشکان سعی می کنند تومور و قسمت هایی از کلیه را درآورند
بگونه ای که عملکرد کلیه باقی بماند.
عمل با بیهوشی کامل انجام می گیرد.
ریسک عمل ۲ تا ۳٪ است.

پس از عمل:
در روزهای اول بعد عمل ، اغلب چای نوشیده می شود و وقتی روده ها دوباره عملکرد
خود را بدست آورند ، (۳ تا ۴ روز بعد عمل) غذاهای راحت و سبک به بیمار داده می شود.

شیمی درمانی معمولن در این بیماری موثر نیست ولی در موارد وخیم آن به همراه ایمن تراپی
انجام می شود.
در نوع شدید آن که به استخوان زده، کاهش کلسم در استخوان و افزایش آن در خون دیده

می شود همراه با تشنگی زیاد، تهوع،‌ استفراغ، لرزش ماهیچه ها ، یبوست و فراموشی.
می تواند با کوما و اختلال در ضربان قلب همراه شود.اغلب به بیمار توصیه می شود که

نوشیدنی زیادی بنوشدو نمکهای متعددی بخورد.
در کنار راههای متعددی که برای درمان سرطان وجود دارد، تغذیه نقش بسیار مهمی دارد.

روزه ویا کم خوری بسیار خطرناک است و سیستم ایمنی بدن را ضعیف می کند. با

ترک سیگار ، امکان برگشت مجدد بیماری کم می شود.
به بیمار توصیه می شود خود را منزوی نکند.


تا ۳ سال بعد عمل ، توصیه می شود هر ۳ ماه یکبار، تمامی آزمایشات لازم را انجام
دهدتا خدای نکرده از برگشت سرطان ، آگاه شود.از سال سوم هر ۶ ما یک بار و پس از
چند سال ، سالی یک بار کافی است.
در حدود ۳۰ تا ۴۰ ٪ افرادسرطان کلیه مجددن آشکار می شود. در ۶۰ تا ۷۰ ٪ آنها در ۲
سال اول بروز کرده و در افرادی هم پس از ۱۵ سال بروز می کند.


بطور کلی شانس بهبودی کامل  زیاد بالا نیست.

تست B-HCG یا حاملگی

به نام خدا

تست حاملگی((B-HCG

هدف از انجام آزمایش :

آزمایشی است برای تشخیص حاملگی استفاده می شود.

پروتئینی است که بعد از آنکه لقاح صورت گرفت , 8ساعت بعد از لقاح از سلول تخم درست می شود.

معمولاً هورمون  HCG را مي توان، يک هفته بعد از تخمک گذاري يا 20 روز بعد از آخرين قاعدگي در سرم يا ادرار شخص حامله پيدا کرد.

مقدار این هورمون در حاملگی طبیعی از روز ششم تا دهم بعد از لقاح در سرم مادر بالا میرود ( حتی گاه از روز سوم لقاح هم قابل شناسایی است).

معمولا25 -20 روز پس از آخرین قاعدگی مقدار این هورمون در ادرار مادر به اندازه ای میرسد که قابل اندازه گیری باشد .
بر اساس جثه جنین و ژنتیک  و دوقلو بودن و ... مقدار HCG متفاوت است.

این هورمون در حاملگی طبیعی 4 - 6 هفته بعد از شروع بارداری افزایش چشم گیر پیدا کرده وسپس کم کم افت پیدا می کند . اما در موارد حاملگی خارج رحمی - حاملگی مولار- برداشت کل رحم - کورتاژ پس از حاملگی سیر نزولی سریعتر آن را شاهد هستیم.

كاهش توليد مقدار هورمون HCG از ميزان طبيعي آن، مطرح كننده احتمال سقط جنين و حاملگي خارج رحمي می باشد.

سایر کاربردهای تست حاملگی یا هورمون بتا اچ سی جی(Beta H.C.G):

1-در مردان در موارد تشخیص تومورهای بیضه و نئوپلاسم آن کاربرد دارد

2- در حاملگی خارج رحمی میزان BeteHCG به شدت بالا می رود و اندازه گیری های مرتب آن برای سنجش پاسخ بیمار به شیمی درمانی ضروری است.

3-قبل از عکس برداری                                                                 

4-بعضی از انتی بیوتیک ها مثل تتراسایکلین

5-برای تشخیص سن حاملگی

این آزمایش را هرزمان که مشکوک به حاملگی طبیعی ویا حتی موارد خارج رحمی باشیم انجام دهیم.
بعلاوه در موارد بدخیمی هائی که نامبرده شد ویا حین درمان آنها نیز کاربرد دارد.
چون هورمون ابتدا در خون ظاهر میشود سپس بعد از شروع متابولیزه شدن در ادرار آمده ودفع میشود پس آزمایش خون حساستر است وزودتر مثبت میشود.درموارد حاملگی خارج رحمی هم که حتما باید خون تست شود.
مدت زمان آزمایش نیم ساعت است ودر هرساعت شبانه روز قابل انجام میباشد.

 

وسایل مورد نیاز برای آزمايش:

با استفاده از کيت و در دو مرحله انجام مي شود. اجزاي موجود در كيت عبارتند از:

-1 قطره چكان حاوي کنترل مثبت

2-قطره چكان حاوي کنترل منفي

-3قطره چكان حاوي آنتي بادي بر ضد زنجيره بتاي هورمون HCG

-4قطره چكان حاوي ذرات لاتكسي كه بر روي آنها، زنجيره بتاي هورمون HCGمتصل شده است.

5 -اسلايد زمينه سياه و اپليكاتور

نحوه ی انجام کار:


بر روي اسلايد زمينه سياه(سه خانه ای)، يک قطره از نمونه ادرار خانم، يك قطره كنترل مثبت و يك قطره كنترل منفي را اضافه کرده و به هر كدام از آنها، يک قطره آنتي بادي بر ضد زنجيره بتاي هورمون HCG( لاتکس)اضافه مي كنيم. با اپليكاتور دو قطره را مخلوط كرده و حدود 30 ثانيه حرکت دوراني مي دهيم. در مرحله دوم به هر كدام از مجموعه هاي مرحله اول، ذرات لاتکس را اضافه كرده، دو دقيقه حرکت دوراني مي دهيم و جواب را آزمايش را از نظر آگلوتيناسون بررسي مي کنيم.


نتیجه گیری:

پس از اين مدت در قطره مربوط به كنترل مثبت، ذرات آگلوتينه مشاهده نمي شود ولي در قطره مربوط به كنترل منفي، ذرات آگلوتينه مشاهده خواهد شد. در نمونه ادرار مورد آزمايش، اگر ذرات آگلوتينه مشاهده شد، نشان دهنده عدم وجود هورمون HCG در نمونه ادرار، و حامله نبودن شخص است. ولي اگر ذرات آگلوتينه مشاهده نشد، نشان دهنده وجود هورمون HCG در نمونه ادرار، و حامله بودن شخص است.

نکاتی در مورد مثبت کاذب :

گاهی نتایج مثبت کاذب آزمون های HCG دیده می شوند و موجب درمان جراحی یا طبی نامناسب می گردند. در این موارد، سطح HCG نسبتا پایین است.

علل مختلفی برای این وضعیت وجود دارند، از جمله HCG ترشح شده توسط هیپوفی

معمولا یک پاسخ مثبت کاذب در طول زمان ثابت باقی می ماند (نه افزایش می یابد و نه کاهش).

 

 

هیپرتیروئیدیسم یا پرکاری تیروئید

هیپر تیروئیدیسم

پر کاری تیروئید دومین اختلال شایع اندوکرینی پس از بیماری دیابت شیرین می باشد.

علل بیماری: تحریک غیر طبیعی غدد تیروئید توسط ایمنوگلوبین های موجود در گردش خون به دنبال ضربه روحی، استرس یا عفونت، تومور، تیروئیدیت مزمن، مصرف بیش از حد هورمون های تیروئیدی و شايع‌ترين علل هيپرتيروئيدي گواتر منتشر پرکار (بيمارى گريوز) و گواتر ندولر سمى (بيمارى پلامر) هستند.

علائم:  بیمار بسیار تحریک پذیر است. هیجان و عصبانیت شدید، تپش قلب(ضربان قلب سریع)، افزایش نبض، عدم تحمل گرما، تعریق، پوست گرم و نرم و مرطوب و برافروخته، لرزش دست، افزایش اشتها، کاهش وزن پیش رونده، خستگی، افزایش فشار سیستولیک، آمنوره و تغیر در عملکرد روده ای(مثل یبوست یا اسهال)، اضطراب،گواتر بزرگ، ،اگزوفتالموس (بیرون زدگی حدقه چشم) و تحریک چشم.

 

 

درمان: دارویی(متی مازول و پروپیل تیوراسیل)، درمان با ید رادیکتیو( به خصوص در سالمندان) با تخریب سلول های تیروئید، درمان جراحی

 

فرایند پرستاری بیمار مبتلاء به پرکاری تیروئید

بررسی:شرح حال و معاینه بالینی از نظر وضعیت تغذیه ای، قلبی، عاطفی،....بررسی شود.

تشخیص:اختلال تغذیه به علت افزایش متابولیسم، اشتها و فعالیت دستگاه گوارش،

 کاهش عزت نفس به دلیل تغییرات ایجاد شده در ظاهر، اشتها، اتلاف وزن، تغییر در دمای بدن.

اقدامات پرستاری: بهبود وضعیت تغذیه؛ مثلا توصیه به مصرف تعداد وعده ای متعدد و حجم کم غذا

تقویت روش تطابقی؛ برخورد آرام و صبورانه و به حداقل رساندن عوامل تنش زا.  

 تقویت اعتماد به نفس؛ مثلا اطمینان دادن  به این که با درمان موثر تغییرات ظاهری حل خواهد شد.

 

حفظ دمای بدن در محدوده طبیعی: خنک نگه داشتن محیط بیمار و به طور مرتب لباس و ملحفه بیمار عوض شود.

ارتقای مراقبت در منزل: اموزش مراقبت از خود بیمار؛ مثلا مصرف به موقع دارو،...

 

 

ارزش یابی:             

 -  بهبود وضعیت تغذیه ای

   -افزایش اعتماد به نفس 

  - حفظ دمای طبیعی بدن

 -   بیمار از روش انطباقی مناسب در ارتباط با اعضای خانواده استفاده کند.